10 دقیقه

اگر با حسابداری و اعداد و ارقام سر و کله می‌زنید، باید مفهوم جریان درآمدی را بدانید و اگر اینطور نیست که با ما همراه شوید تا مفهوم این واژه را، با هم بفهمیم و بتوانیم از آن در جای مناسب استفاده کنیم.

هر شرکت، مجموعه و یا حتی تولیدی کوچکی، بخش یا بخش‌هایی تحت عنوان جریان درآمدی دارد؛ یعنی از این راه‌ها وجه مورد نظرش را در ازای کالا یا خدمتش به دست می‌آورد.

بعضی مجموعه‌ها چند جریان درآمدی دارند و بعضی‌ها هم فقط یکی! هر شرکت باید مدیریت و هوشمندی لازم را در مورد بخش جریان درآمدی به کار ببرد، طبق روال بازار کار کند و تمام هزینه‌های مزایده، چانه زنی، افت قیمت ها و یا حتی افزایش درخواست از سوی بازار را در نظر بگیرد تا با مشکل مالی مواجه نشود.

کنترل جریان درآمدی، با پرسیدن این سوال‌ها از خودتان راحت‌تر می‌شود؛ که مردم حاضرند برای چه محصول و خدماتی بدون چانه زدن پول بدهند؟ آنها ترجیح می‌دهند محصول یا خدمات را چگونه دریافت کنند؟ روش پرداخت باید چطور باشد؟

جریان درآمدی به دو صورت است :

۱_ جریان درآمدی تکرارناپذیر

۲_ جریان درآمدی تکرارپذیر

در جریان درآمدی تکرارناپذیر، مشتری برای یک بار از شما خرید کرده یا خدمات شما را دریافت می‌کند و دیگر به شما باز نمی‌گردد؛ اما در جریان درآمدی تکرارپذیر، که نیاز به هوشمندی و ابتکار مدیر فروش دارد، خرید مشتری از شما بارها و بارها و بعضی اوقات تا همیشه ادامه پیدا می‌کند.

بخش جریان درآمدی، مسئولیت بسیار مهمی را در مورد یک مجموعه یا شرکت در اختیار دارد. این بخش باید چگونگی پرداخت شدن بهای محصول یا خدمات، کم و زیاد شدن درخواست بازار، خلاقیت رقبا و … را همیشه در حافظه‌ی اطلاعات خود به صورت آنلاین داشته باشد.

افزایش جریان درآمدی

راه اندازی یک کسب و کار بدون داشتن برنامه ریزی و بوم کسب و کار، به احتمال ۹۹% با شکست روبرو خواهد شد. هرچقدر که شما از کار و محصول خودتان مطمئن باشید اما نتوانید آن را به بهترین صورت و خلاقانه‌ترین روش به مشتری ارائه بدهید، انگار که هیچ کاری نکرده‌اید !

ضررهای کوچک در ابتدای فروش عادی هستند اما اینکه شما از این شکست‌ها تجربه نگیرید و به دنبال نقطه ضعف فروشتان نگردید، اشتباه بسیار بزرگی است.

داشتن یک دستورالعمل که برای کسب و کار شما جواب می‌دهد، حاصل شکست‌های پی‌درپی و استفاده از تجربه دیگران است؛ با این طرز فکر در هنگام فروش شما با چالش‌های کمتر و ارتباط بهتری با مشتری روبرو خواهید شد.

ممکن است که یک کارخانه یا شرکت، چند بخش درآمد یا همان جریان درآمدی داشته باشد که هر کدام با توجه به کوچک و بزرگ بودن باید به درستی مدیریت شوند.

اگر که شما برای مدیریت جریان درآمدی خود، نیاز به کمک افراد بیشتری دارید؛ پس بهتر است که متخصصانی در این زمینه استخدام کنید تا با کمک به شما جریان درآمدی‌تان را کنترل و از ضرر شما جلوگیری کنند.

در مواردی هم پیش می‌آید که شما احساس می‌کنید نیاز به جریان درآمدی بیشتری در کسب و کار خود دارید وگرنه دچار ورشکستگی خواهید شد، پس باید به فکر راه اندازی خط تولید محصولی جدید و یا ارائه خدمتی متفاوت به مشتری باشید. در بعضی مواقع پیش می‌آید که راهی که ما از آن به کسب درآمد می‌پردازیم، به مرور زمان دچار کمبود تقاضا شده باشد! در این صورت یا باید آن را به صورت نوینی در بیاوریم و یا کلاً به جای آن کار دیگری انجام بدهیم و ریسک اینکه خودمان و کسب و کارمان را تغییر بدهیم را بپذیریم.

مشتری‌ها به دسته‌های متفاوتی تبدیل می‌شوند؛ هر کسی با هر ذائقه و بودجه‌ی مالی ممکن است به شما مراجعه کند، اگر می‌خواهید که جریان درآمدی شما دائم در حال چرخش باشد باید بتوانید پاسخگوی سلیقه‌ی اکثر مشتری‌هایی که به شما مراجعه می‌کنند، باشید.

انواع مختلف جریان درآمدی

حق مالکیت محصول فیزیکی

در این نوع جریان درآمدی، شما محصولی را تولید می‌کنید که مختص به خودتان است و آن را به دیگران می‌فروشید تا از آن استفاده کنند. در این نوع مالکیت، شما می‌توانید هر نوع خلاقیتی در تولید محصولاتتان به کار ببرید و هرگونه که دوست دارید بهای آن را دریافت کنید. جالب است بدانید که ایلان ماسک، به تازگی در ازای فروش خودروهای خود بیت کوین را هم به عنوان پرداخت وجه قبول می‌کند.

سرویس‌های خدماتی

در این نوع، مشتری از خدمات یا وسایلی که شما در اختیارش قرار می‌دهید تحت شرایطی معلوم استفاده می‌کند و بهای آن را برای همان مدت کوتاه می‌پردازد؛ مثلاً رنت کردن ماشین یا اجاره اتاقی در یک هتل، نمونه‌هایی از این نوع جریان درآمدی هستند.

قرض دادن یا اجاره دادن

این نوع جریان درآمدی، تفاوت کمی با نوع قبلی دارد. تفاوت این دو در این است که مدت زمانی که وسیله مورد نظر در اختیار طرف مقابل برای اجاره قرارمی‌گیرد بیشتر است و بهای آن نیز به این ترتیب افزایش دارد.

مثلا شما می‌توانید یک خانه را برای یک سال اجاره کنید و ‌هزینه‌ی آن را ماهانه یا یکجا بپردازید، یا می‌توانید دستگاه بُرشی را از کسی که استفاده‌ای از آن نمی‌کند اما قصد فروش هم ندارد قرض بگیرید و با توافق طرفین مبلغی را به عنوان اجاره بپردازید تا کارتان راه بیفتد.

حق عضویت

خریدن بعضی از وسایل برای استفاده مداوم به صرفه و اقتصادی نیست! شما می‌توانید با استفاده از یک کارت و پرداخت مقداری پول از باشگاه‌ها، مجموعه‌ها و خدمات درمانی و رفاهی استفاده کنید. مثلاً باشگاه های اسب سواری، بدنسازی، تنیس، بیلیارد، مجموعه های تفریحی آبی، گیم نت ها و … جزو این دسته هستند.

پرداخت حق عضویت بستگی به صلاح‌دید خود باشگاه و ماهانه یا سالانه بودن آن دارد.

با چه جریان درآمدی موفق می‌شویم؟

مسئله‌ی جریان درآمدی به همین سادگی فروش محصول و گرفتن پول آن نیست؛ شما اگر بخواهید که به روش دیگران جلو بروید و هیچ خلاقیتی در نحوه‌ی کسب و کارتان ایجاد نکنید، نه تنها جلو نمی‌روید بلکه ورشکسته خواهید شد. بازار امروز بازار رقابت و خلاقیت است، بازار کیفیت و اهمیت به سلیقه مشتری!

در ادامه به طور مختصر چند روش ساده برای افزایش جریان درآمدی به شما پیشنهاد می‌کنیم.

۱_ متخصص فروش باشید!

در مقاله‌های قبل هم به این موضوع اشاره کرده بودیم که فروشندگی هنر است و هر کس نمی تواند فروشنده باشد. فروش محصول یا ارائه خدمات به زمان و مکان و موقعیت بستگی دارد، شما هر کجا که خواستید نمی‌توانید برای خودتان دکه بزنید!

مثلاً اگر شما پرستار کودک هستید باید در مکان‌هایی که مادران پُر مشغله در آن بیشتر رفت و آمد می‌کنند تبلیغ کنید آیا اگر شما عینک می‌فروشید باید کنار مطب دکتر چشم پزشک مغازه بزنید.

زمان خرید نان در هر مکانی از شهر متفاوت است، یک نانوا باید بداند که کی و چطور نانی را باید به مشتری اش عرضه کند؟!

در کار فروش داشتن روابط اجتماعی بالا بسیار مهم است؛ آدم ها معمولا تحت تاثیر فروشنده‌هایی قرار می‌گیرند که در عین خوش سروزبان بودن، سعی در انداختن کالایی به آنها ندارند و تجربه‌های خود را صادقانه با مشتری در میان می‌گذارند.

۲_ محصولتان را بشناسید!

غیر ممکن است جریان درآمدی کسی که عاشق محصولش است پایین باشد! این نکته را خودتان در اطرافیانتان به خوبی می توانید مشاهده کنید؛ مثلاً یک کیک پز وقتی که به نتیجه کار خود نگاه می کند و با لذت از آن تعریف می کند، آن را طوری به مشتری عرضه می‌کند که بفهمد کالای با ارزشی را در ازای پولی که داده دریافت کرده است و چه دقت و حوصله ای در آن که به کار برده شده است.

اگر کارگر هستید طوری کارتان را به انجام برسانید که هر کسی آن را دید از سلیقه و تلاشی که برای اتمام آن در میان گذاشته‌اید با خبر شوند. اگر گل می‌فروشید اسم همه‌ی گل ها و طرز نگهداری و رشد آنها را بدانید و با گل‌ها مثل بچه‌های خودتان رفتار کنید.

۳_ راحت کردن کار مشتری !

در دنیای امروز کسی فروش بیشتر و بهتری دارد که کیفیت، راحتی و علاقه بیشتری به مشتری می‌دهد؛ یعنی شما همزمان باید در یک محصول هم کیفیت را رعایت کنید، هم سهولت خرید، استفاده، پرداخت و … . شما باید منجر به این شوید که مشتری به صرافت اینکه خرید این کالا کارش را راحت میکند بیفتد، به این صورت است که جریان درآمدی شما بالا میرود.