14 دقیقه

امروزه دیگر کسی نیست که نام ایلان ماسک را نشنیده باشد. ایلان ماسک مهندس، مخترع و کارآفرینی مطرح در حوزه‌ی فناوری است که با خدماتش به دنیای تکنولوژی و فضا در تلاش است تا دنیا را به جای بهتری برای مردم تبدیل کند. نام او در میان ده شخصیت تاثیرگذار در حوزه‌ی فناوری و تکنولوژی می‌درخشد. محبوبیت او به اندازه‌ای‌ست که توئیت‌ها و اظهارنظر‌هایش به سرعت در رسانه‌ها دست به دست می‌شود و علاقه‌مندان به دنیای تکنولوژی، اتومبیل و فضا، مشتاقانه زندگی کاری او را رصد می‌کنند تا از آخرین دستاوردهای او باخبر شوند.

ماسک، نمونه‌ی بارزی از یک شخصیت مبارز و مقاوم است. کسی که هرگز از رویاهای کودکی‌اش دست نکشید و با وجود رنج‌ها و سختی‌های موجود در مسیر، شجاعانه برای خواسته‌هایش تلاش کرد و یک به یک رویاهایش را به حقیقت بدل ساخت. ایلان ماسک هنوز هم در مسیر موفقیت گام برمی‌دارد و از طی کردن این راه خسته نشده است. او  هر لحظه در حال تلاش و تکاپوست تا خدمات به روز، بهتر و مفیدتری به دنیا ارائه کند.

اگر شما هم مشتاق هستید تا با فراز و نشیب‌های زندگی شخصی و کاری ایلان ماسک آشنا شوید و داستان موفقیت و محبوبیت او را بدانید، به شما پیشنهاد می‌کنیم که با ما همراه شوید و ادامه‌ی مطلب را مطالعه کنید.

بررسی زندگی نامه ایلان ماسک

دوران کودکی ایلان ماسک

ایلان ماسک در 27 ژوئن سال 1971 در پرتوریا پایتخت آفریقای جنوبی به دنیا آمد. پدرش «ارول ماسک» مهندس و مادر کانادایی – انگلیسی‌اش «می ماسک» مدل و متخصص رژیم غذایی بود. ایلان بزرگترین فرزند خانواده‌ی پنج نفره شان بود. برادر و خواهر کوچکترش به ترتیب کیمبال، متولد 1972 و توسکا متولد 1974 بودند. زمانی که ایلان ده ساله بود، پدر و مادرش از یکدیگر جدا شدند و او نزد پدرش در همان آفریقای جنوبی زندگی می‌کرد. او در این سن، اولین کامپیوتر شخصی خود را خرید و به دلیل علاقه‌ی فراوانی که به برنامه‌نویسی داشت، به طور خود‌آموز شروع به یادگیری این مهارت کرد. مهارت او در برنامه‌نویسی به اندازه‌ای شد که توانست در سن دوازده سالگی، نخستین بازی کامپیوتری خود را  به نام Blastar طراحی کرده و آن را به مبلغ 500 دلار به مجله‌ی pc and office technology بفروشد. همین کار زمینه‌ای برای پیگیری علاقه‌اش در سال‌های بعدی شد.

دوران جوانی و تحصیل ایلان ماسک

ایلان پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان، تصمیم داشت که به ایالات متحده برود، اما در ابتدا در سال 1989 به کانادا رفته و پس از دریافت حق شهروندی‌اش، به مونترال رهسپار شد. زندگی در کانادا از لحاظ اقتصادی برای ماسک بسیار سخت بود و او شرایط مالی دشواری را می‌گذراند؛ به طوری که خودش می‌گوید بعضی شب‌ها گرسنه می خوابیدم. او در آن دوره کار برنامه‌نویسی را به طور تخصصی آموزش می‌دید.

ایلان پس از دو سال تحصیل در دانشگاه کویینز کانادا، این دانشگاه را رها کرده و به دانشگاه پنسیلوانیای آمریکا رفت؛ سرانجام موفق شد در سن 24 سالگی، همزمان دو مدرک اقتصاد و کارشناسی فیزیک را اخذ کند.

ایلان دوباره تصمیم به ادامه‌ی تحصیل گرفت. این بار قصد داشت به دانشگاه استنفورد در کالیفرنیا رفته و در آنجا دکترای فیزیک انرژی بگیرد، اما بیش از دو روز در آنجا دوام نیاورد و از دانشگاه انصراف داد تا برای پیاده سازی ایده‌های کارافرینانه‌اش زمان بیشتری داشته باشد؛ سرانجام در سال 2002 توانست شهروندی ایالات متحده‌ی امریکا را به دست بیاورد و به این ترتیب او همزمان سه تابعیت آفریقای جنوبی، کانادا و آمریکا را از آن خود ساخته بود.

تاسیس شرکت‌ها و پروژه‌های کاری ایلان ماسک و خدماتش به انسان‌ها، مهمترین علت معروفیت و محبوبیت اوست، پس با هم برخی از پروژه‌های کاری او را از نظر می‌گذرانیم. ادامه‌ی مطلب را از دست ندهید.

شرکت‌ها و پروژه‌های کاری ایلان ماسک

ایلان ماسک و برادرش کیمبال در سال 1995 با 28 هزار دلار سرمایه‌ای که پدرشان در اختیار آن‌ها گذاشته بود، شرکت اینترنتی zip2 را راه اندازی کردند. شرکت نوپای zip2 در واقع یک راهنمای شهری آنلاین بود که در آن زمان محتوای مورد نیاز سایت‌هایی مانند “نیویورک تایمز” و “شیکاگو تریبون” را تامین می‌کرد. در سال 1999 شرکتی به نام کامپک (Compaq)، زیپ2 را به مبلغ 341 میلیون دلار خریداری کرد که 22 میلیون دلار آن به ایلان ماسک رسید. مبلغی که ثروتی بزرگ برای ایلان به حساب می‌آمد و سرمایه‌ای برای موفقیت‌های بعدی او شد. حالا او می‌توانست با اشتیاق و شجاعت بیشتری به سمت رویاهایش گام بردارد، چون پول کافی در اختیار داشت و حتی قبل از سی سالگی میلیونر شده بود.

ایلان سپس در سال 1999 به همراه یکی از دوستانش شرکت x.com را در زمینه‌ی خدمات بانکی تاسیس کرد که این شرکت در سال 2000 با کانفینیتی (Confinity) ادغام شده که پس از این ادغام، نام آن شرکت به pay pal تغییر یافت. دو سال بعد فروشگاه اینترنتی ebay ، پی پال را به قیمت 1.5 میلیارد دلار خرید که ایلان ماسک، 165 میلیون دلار آن را دریافت کرد؛ به این ترتیب روز به روز به ثروت ایلان افزوده می‌شد.

یکی دیگر از علاقه‌مندی‌های ایلان ماسک، فضا بود که در سال 2002 به سراغ آن رفت و شرکت spsce x را راه اندازی کرد. ایلان با تلاش و پشتکار زیاد، آن چنان برای این علاقه کار کرد تا سرانجام در سال 2008 ناسا هم به او اعتماد کرد و قراردادی با شرکت spsce x منعقد کرد که طبق آن قرارداد، شرکت ایلان ماسک می‌بایست وظیفه‌ی حمل محموله‌ای را به یک ایستگاه فضایی عهده دار می‌شد. سال 2012 سال بسیار مهمی برای ماسک و شرکت space x بود، چون این شرکت در آن سال توانست موشک فالکون 9 را به ایستگاه بین‌المللی فضایی بفرستد. موفقیت‌های ماسک در سال‌های آینده ادامه پیدا کرد و شرکت او در زمینه‌ی حمل و نقل فضایی، راه پیشرفت را طی می‌کرد.

تسلا نام کمپانی بزرگ دیگری است که با نام ایلان ماسک و ایده‌های موفق او پیوند خورده است.

تسلا موتورز، شرکتی بزرگ بود که در سال 2003 توسط ابرهارد و مارک تارپنینگ تاسیس شده بود. ایلان ماسک که با فعالیت‌هایش به ثروتی هنگفت دست پیدا کرده بود، پس از دیدار با موسسین تسلا، تصمیم به سرمایه‌گذاری در این شرکت گرفت. او در ابتدا 7.5 میلیون دلار در تسلا سرمایه‌گذاری کرد و در سال 2008، 70 میلیون دلار دیگر در شرکت تسلا سرمایه گذاشت؛ همین کار سبب شد که تسلا با قدرت به جلو حرکت کند. ایلان که در فوریه‌ی 2003 به هیئت مدیره‌ی این شرکت پیوسته بود، به همراه موسسین آن با قدرت تسلا را پیش می‌برد.

تسلا موتورز در ابتدا هدفی با عنوان تجاری سازی خودروهای برقی داشت و به طور ویژه اتومبیل‌های لوکس و اسپرت تولید می‌کرد، اما پس از مدتی رویکرد متفاوتی در پیش گرفت و اهداف بلند پروازانه‌ای را برای خودش متصور شد. ایلان در کمپانی تسلا طراحی ماشین‌ها را به طور شخصی انجام می‌داد؛ مثلا ماشینی طراحی کرد که می‌توانست به صورت خودکار کار کند.

نام اولین خودرویی که ایلان ماسک در تسلا طراحی نمود، تسلا رودستر بود که انقلابی در زمینه‌ی طراحی خودرو به حساب می‌آید. یکی دیگر از طراحی‌های ایلان در تسلا این بود که چراغ‌های جلو و عقب ماشین را به نحو هوشمندانه و خلاقانه‌ای از ماشین حذف کرد، یعنی آن‌ها را به صورت پیشرفته‌تر و سبک‌تری روی خودرو نصب می‌کرد که کسی تا به حال این کار را انجام نداده بود، همین خلاقیت و نوآوری ایلان منجر به کسب جایزه‌ی Global Green 2006 برای او شد. جایزه‌ای که جزو بهترین و بزرگترین جوایز در زمینه‌ی طراحی خودرو به حساب می‌آید.

یکی دیگر از دلایلی که ایلان ماسک را به عنوان فرد قدرتمندی در کمپانی تسلا به جهان معرفی می‌کند، خودروی تسلا پریمیر است؛ خودرویی بسیار امن که امتیاز 99 از 100 را از لحاظ امنیتی از آن خود کرده است.

ایده‌های کار‌آفرینانه‌ی او تمامی ندارد. امروزه در موفقیت تسلا سه نام مارتین ایبرهارد، مارک تارپنینگ و ایلان ماسک به چشم می‌خورد.

یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های ایلان ماسک، مسائل زیست محیطی و کمک به نجات کره‌ی زمین است. او برای این منظور به همراه پسر عموهایش شرکت سولارسیتی را تاسیس کرد که به جای استفاده از سوخت‌های فسیلی، از انرژی‌های پاک استفاده می‌کردند. یکی از کارهای این شرکت بزرگ، تامین برق سیستم‌های فروشگاه ای بی بود و از این طریق سود زیادی نصیب ایلان شد. اکنون سولارسیتی، بزرگترین ارائه دهنده‌ی انرژی‌های خورشیدی در سرتاسر ایلات متحده‌ی آمریکا است.

زندگی کاری ایلان ماسک با دو زمینه‌ی مهم گره خورده است. تکنولوژی‌های فضایی و استفاده از انرژی‌های جایگزین به جای سوخت های فسیلی.

نام آخرین پروژه‌ی ایلان ماسک، ترا بشریت نام دارد که به معنی زیاد کردن عمر انسان‌ها است. این پروژه در واقع روی فریب دادن مغز انسان کار می‌کند که گول خورده و سلول‌ها نتوانند پیر شوند و به این ترتیب انسان بتواند حتی عمری 2000 ساله داشته باشد. یکی دیگر از ایده‌های او فرستادن انسان‌ها به کره‌ی ماه است. ایلان حتی ایده‌هایی برای حکومت در سیاره‌ی مریخ دارد؛ سیاره‌ای که بعد از زمین، احتمالا می‌تواند زیستگاه بعدی انسان‌ها باشد.

ایلان ماسک به جای شکایت کردن از دنیا تلاش می‌کند تا دنیا را تغییر بدهد و آن را به جای بهتر و مناسب‌تری برای زندگی انسان‌ها تبدیل نماید.

با ما همراه باشید تا کمی از زندگی شخصی او بدانیم.

زندگی شخصی ایلان ماسک

ایلان ماسک در سال 2000 با جاستین ویلسون ( Justine Wilson) که نویسنده‌ای چیرده دست بود، ازدواج کرد و  حاصل این ازدواج شش پسر بود که اولین فرزندش در همان اوایل نوزادی از دنیا رفت. پنج پسر دیگرش دو قلو و سه قلو هستند و نام‌های آنان دامیان (Damian)، گریفین (Griffin)، خاویر (Xavier)، ساکسون (Saxon) و کای (Kai) می‌باشد. ایلان در سال 2008 از همسرش جدا شد و در سال 2010 برای بار دوم ازدواج کرد. همسر دومش یک هنرپیشه‌ی بریتانیایی به اسم Talulah Rile بود. این دو پس از 4 سال زندگی مشترک در سال 2014 از یکدیگر جدا شدند.

ایلان ماسک به عنوان سی و هشتمین فرد قدرتمند دنیا شناخته می‌شود و نام او به عنوان ده شخصیت تاثیر‌گذار دنیا می‌درخشد.

ایلان ماسک در ژانویه‌ی سال 2021 میلادی با پیشی گرفتن از جف بزوس (مدیرعامل و موسس شرکت آمازون)، با دارایی 185 میلیارد دلار آمریکا به ثروتمند‌ترین فرد جهان تبدیل شد.

ایلان ماسک در زندگی شخصی اش فردی مثبت نگر است. کسی که از پس شکست‌ها، تحمل سختی‌ها و از همه مهم‌تر فقر، به این مرحله از موفقیت رسیده است. مشکلاتی که ایلان ماسک از کودکی با آن‌ها رو به رو بود می‌توانست هر انسانی را به راحتی از پای در بیاورد و یا نا امید کند؛ مشکلاتی مانند جدایی پدر و مادرش، مسخره شدن توسط همکلاسی‌هایش در مدرسه، با فقر و سختی تحصیل کردن در کانادا، شکست‌هایش و …، اما او از همه‌ی موانع عبور کرد و این مشکلات و سختی‌ها را به عنوان مقدمه‌ای برای پیروزی خودش قلمداد کرد.

از دیگر ویژگی‌های شخصیتی ایلان ماسک، این است که به نظرات منفی دیگران چندان توجهی نمی‌کند و محدودیت‌هایی که دیگران در انجام کارها می‌شناسند را حتی به رسمیت نمی‌شناسد؛ در واقع کار او ممکن کردن بسیاری از ناممکن‌هاست. تقریبا می‌توان گفت او در هر پروژه‌ای که وارد شده، آن را به ثمر رسانده و بسیار موفق عمل کرده است. رمز موفقیت‌های او تنها تلاش و پشتکار است و نترسیدن از شکست‌ها و ناکامی‌ها.

الگوگرفتن از ایلان ماسک

زندگی شخصی و کاری ایلان ماسک، می‌تواند برای بسیاری از ما به عنوان یک الگو و نماد باشد. الگویی که برای رسیدن به اهدافمان پیش روی خود بگذاریم و از زندگی‌اش درس‌ها بیاموزیم. به یاد داشته باشید که اگر اقدامی نکنید، آرزوهایتان همیشه در حد یک آرزو باقی خواهد ماند و هرگز به اهداف عملی تبدیل نمی‌گردند، پس دست به کار شوید و از شکست‌ها و دشواری‌های مسیر نترسید. شکست خوردن بهتر است از هیچ کاری نکردن و فقط نظاره گر بودن، چون حداقل وجدانتان آسوده است که برای تغییر زندگی‌تان حرکتی کرده و تلاشی نموده‌اید، حتی اگر به موفقیت نرسیده باشید، البته تلاش‌های شما هرگز بی پاسخ نخواهد ماند. هر شکستی مقدمه‌ی پیروزی و موفقیت است؛ در نهایت هرکسی که برای خواسته‌اش در مسیر و جهت درست تلاش و تقلا کند، به نتیجه می‌رسد.

مطلب را با ذکر جمله‌ای از ایلان ماسک به پایان می‌بریم:

افراد وقتی بهتر کار می‌کنند که بدانند هدف چیست و چرا مهم است؟