14 دقیقه

تقریبا یک سال و چندی پیش انیمیشن روح به کارگردانی پیت داکتر افسانه ای توانست خیلی ها را به فکر فرو ببرد. فکر این که به زندگی خود چه می کنیم؟ عمر خود را صرف چیز هایی می کنیم که شاید ارزشی ندارد و بدون آن ها نیز زندگی ما همان است که بود….

جست و جو برای موفقیت که حال امری فراگیر شده و تمام جهانیان در پی این هستند که یک روز جمعیت برایشان هورا بکشد و تشویق شان کنند اما خبر ندارد در پی همین تشویق ها چه چیز با ارزش تری را از دست می دهد.

زندگی…

پست داکتر به عنوان یک نویسنده و کارگردان خلاق و ماهر به بهترین شکل ممکن با این انیمیشن به ما می فهماند قبری که برای روضه می خوانیم مدت هاست که خالی است.

آلان واتس (Alan Wats) نویسنده، عارف و سخنران بریتانیایی در یکی از سخنرانی هایش مطلبی طلایی را برای مرد بازگو می کند، او می گوید :«اولین باری که به مدرسه می روی، وارد مهد کودک می شوی و تمام تفکرت این است که به کلاس اول بروی. در کلاس اول تمام تفکرت این است که به کلاس دوم پا بگذاری و همینطوری مقاطع مختلف تحصیلی را طی می کنی تا به دبیرستان می رسی، جایی که تحول بزرگی در زندگیت رخ داده و فشار زیادی رو تحمل می کنی تا تمام مقاطع را به خوبی طی کنی و به دانشگاه بری. زمانی هم که وارد دانشگاه می شوی تمام انرژی ات را صرف بیرون آمدن از آن و آمادگی برای پیدا کردن شغل می کنی. وقتی یک شغل پیدا کردی حالا باید سخت مبارزه کنی تا از این مرحله و نردبان هم گذر کنی و به موفقیت برسی. در ۴۰_۴۵ سالگی، یک روز از خواب بلند می شوی و با خودت می گویی من بهش رسیدم اما دقیقا همان حس و حال قبلی را دارم! شما در صورتی می توانید بهترین زندگی را داشته باشید که از همین الان ازش لذت ببرید…»

سخن آلان واتس دقیقا همان پیام اصلی انیمیشن روح است. جایی که تمام ماهی ها در جستجوی اقیانوسی هستند که خودشان در درونش شنا می کنند.

 

مروری بر داستان انیمیشن (soul) روح، تجربه زیبای دو دنیا

جو گاردنر، پیانیست و دبیر موسیقی مدرسه راهنمایی ست که در شهر نیویورک زندگی می کند.

گاردنر در نگاه اول شاید معلمی معلمی معمولی به نظر برسد اما او در حقیقت فردی شکست خورده تلقی می شود. او علاقه بسیاری به موسیقی جاز دارد اما تا کنون نتوانسته اجرایی را به صحنه ببرد و با نوازندگی خود شور و شعف را در تماشاگران بیدار نماید.

گاردنر شغل آموزگاری را در حقیقت به اجبار مادرش لیبا برگزیده است چرا که پدرش نیز نوازنده جاز بوده و حال لیبا نمی خواهد که او به مانند پدرش با غرق شدن در موسیقی، همه چیز خود را ببازد.

در همین حال، جو گاردنر از افتتاحیه ای در گروه افسانه جاز به رهبری دوروتی ویلیامز در یک کلوپ موسیقی به وسیله دوست قدیمی خود مطلع شد.

حال فرصتی برای گادنر پیش آمده و او تشنه این فرصت است تا هر چه سریع تر به موفقیت دست یابد و طعم شیرین آن را بچشد. گادنر خود را به آن کلوپ می رساند و در تست اولیه با نواختن پیانو دوروتی را تحت تأثیر خود قرار می دهد. دوروتی، جو را برای کنسرت آن شب استخدام می کند. جو با خوشحالی با خوشحالی و شادی از کلوپ بیرون می آید. زمانی که با تلفن همراه این خبر خوش را به دوستان خود میدهد، هیجان او حواس او را پرت می کند و او در یک

چاله سقوط کرده و به کما می‌رود.

جو می میرد و و در آن دنیا خود را تحت عنوان روحی در میابد. او که گیج و سرگردان به نظر می رسد با چند پرس و جوی ساده متوجه مرگ نابهنگام خود می شود. جو در حال رفتن به دنیای آخرت است اما او به موفقیت دست نیافته و هر جور که شده باید به زندگی برگردد و کار نیمه تمام خود را به اتمام برساند پس به همین به خاطر جو پا فرار می گذارد و به صورت کاملا تصادفی پا به جان اولیه می گذارد. جایی که ارواح انواع آموزش های مورد نیاز را می بینند تا شخصیت خود را کامل کرده و زندگی خود را در زمین آغاز کنند.

جو در آنجا با جری مواجهه می شود. جری نام تمام مشاوران جهان اولیه است که خود را مجموعه ای از تمام ابعاد مختلف جهان، معرفی می کند.

جری فکر می کند که جو از استادان سمینار آشنایی است. این استادان وظیفه دارند که پس از تکمیل وجه های شخصیتی هر روح، به آنها در پیداکردن جرقه و استعداد خود راهنمایی کنند تا آنها بتواند با تکمیل نشان، مجوز ورود به زمین را بیابند.

جو که از این موضوع بی خبر است، چند باری تلاش می کند تا به زمین برگردد اما بعداً متوجه می شود که بدون آن نشان  بازگشت به زمین امری غیر ممکن است.

در ذهن جو این اندیشه می گذرد که به عنوان استاد به یک روح کمک کند تا استعداد خواد را یافته و پس از آن با دوز و کلک نشان را بدزدد و راهی زمین شود.

زمانی که گاردنر در حال تفکر و تعقل درباره این موضوع بود، حسابدار ارواح دنیای آخرت به نام تری به کمبود یک روح پی می برد و در تلاش است تا نام او را بیابد.

روحی‌ که به گاردنر برای هدایت و راهنمایی سپرده می شود، ۲۲ نام دارد. ۲۲ تا به حال موفق به کسب نشان نشده و به زبانی او نمی تواند استعداد درون خود را کشف کند. این مسئله او را نسبت به زندگی بر روی زمین بدبین نموده؛ به نوعی که حاضر نیست تحت هیچ شرایطی از جهان اولیه دل

بکند.

درست زمانی که گاردنر در حال تمرین دادن به ۲۲ است، ۲۲ در می یابد که گاردنر اصلا استاد نیست و تصادفا به استادی

دیگر اشتباه گرفته شده است.

پس از آن زمانی که جو همه چیز را برای ۲۲ اعتراف می کند،

۲۲ موافقت کرده که در صورت کامل شدن نشان ، آن را به جو بدهد تا به جسم خود در زمین برگردد. اما این نقشه به درستی پیش نمی رود و ۲۲ نمی تواند جرقه خودش را بیابد. ۲۲، حورا نزد کاپیتان مون ویند در خلسه( جهانی بین مادیات و معنویات که ارواحی که احساس سرخشی و در مقابل احساس پوچی می کنند به آن راه می یابند) می برد. کا پستان مون ویند موفق می شود که جو را به زمین بفرستد اما طی بروز اشتباهی، جو در جسم یک گربه و ۲۲ در جسم جو وارد می شوند. آنها مون ویند را برای حل این مشکل بر روی زمین پیدا می کنند و مون ویند با برقراری یک قرار ملاقات، ادعا می کند توانایی حل مشکل آنها را دارد. در این بین ۲۲ از تجربه زندگی در زمین لذت می برد و در تعامل با اطرافیان جو بسیار متفاوت تر از او برخورد می کند. او گفتگوهای تلخی را با کانی، دانش آموز جو که قصد ترک موسیقی را گرفته، انجام می‌دهد اما پس از اجرای تکنوازی ترومبون برای ۲۲ نظر خود را تغییر می دهد. ۲۲ همچنین شجاعانه از علاقه خود به موسیقی در تعامل با مادر جو یعنی لیبا سخن می گوید و کاری می کند که لیبا علاقه جو به موسیقی را می پذیرد. در همین حال تری نام روح گمشده یعنی جو گاردنر را می یابد و برای یافتن و بر گرداندن او به جهان آخرت، در زمین مستقر می شود. با پایان روز ۲۲ که به زندگی بر روی زمین علاقه مند و وابسته شده است، از ملاقات با مون ویند سر باز می زند و در حالی که جو و ۲۲ در حال مشاجره هستند، تری هر دوی آنها را به جان اولیه بر می گرداند.

۲۲ متوجه می شود که نشان وی پر شده است با این حال جو اصرار دارد که این به خاطر ویژگی های او بوده و او واقعاً جرقه خود را پیدا نکرده. ۲۲ با عصبانیت نشان را به سمت او پرتاب می کند و ناپدید می شود.

یک جری به جو اطلاع می دهد که جرقه یک هدف روح در زندگی نیست بلکه فقط نشانه ای از آماده بودن آن برای زندگی است اما جو که از باور کردن این گفته خودداری می کند، از نشان ۲۲ برای بازگشت به زمین استفاده می کند.

او به اجرای خود در کلوپ می رسد و شب موفقیت آمیزی را پشت سر می گذراند اما جو به اندازه تصور خود از موفقیت راضی نیست و می فهمد که زندگی او حتی پس از تحقق آرزویش نیز تغییر چشمگیری نکرده است.

گاردنر از کلوپ خارج می شود و رو به دوروتی می کند و می گوید :« تمام عمرم منتظر چنین شبی بودم و فکر میکردم که احساس متفاوتی رو تجربه کنم اما…»

دوروتی در جواب داستانی را روایت می کند

روزی یک ماهی جوان شما می کند و نزد ماهی پیر می رود و می گوید :« می خواهم این چیزی که به آن می گویند اقیانوس را پیدا کنم.»

ماهی پیر با تعجب می گویند :« اقیانوس! تو همین الان هم درون اقیانوسی.»

ماهی جوان می گوید :« نه این که آبه من می خواهم به اقیانوس را بیابم…»

تمامی انسان های جهان به دنبال پیدا کردن اقیانوس هستند غافل از این که بدانند حال تمامی آن ها در اقیانوس هستند. شاید اگر علاقه به شهرت و ثروتٍ موفقیت را کنار بگذاریم گ، از لحاظ حس حال تمامی ما خوشبخت و موفق هستیم اما تک تک لحظات این زندگی را صرف بدست آوردن چیزی می کنیم که ابدا ارزشش را ندارد. پیام انیمیشن روح در همین سکانس ساده به مخاطب القا می شود. جایی که شاید برخی از انسان دست از یافتن اقیانوس بردارند و لذت شنا کردن را فراموش نکنند.

جو گاردنر افسرده و ناراحت اما آگاه از ساختار این زندگی به خانه خود برمی گردد و  با مشاهده اشیایی که ۲۲ در جیب کتش قرار داده است، به سخن جری ایمان می آورد.

او متوجه شور و اشتیاق  ۲۲ برای زندگی در زمین می شود و با نواختن پیانو وارد خلسه می شود. وی قصد دارد نشان ۲۲ را به او پس دهد اما متوجه می شود که او به یک روح گمشده تبدیل شده است. جو او را تعقیب می کند و یک برگ درختی را که ۲۲ در جیب جو قرار داده به او نشان می دهد تا زمانی را که روی زمین بوده است به او یادآوری کند و او را به حالت عادی برگرداند. جو نشان را برمی گرداند و ۲۲

زندگی خود را آغاز می کند.

زندگی بر روی زمین دیگر برای جو ارزش ندارد چرا که که او همه چیز این زندگی را تجربه کرده و طعم تکراری موفقیت را نیز چشیده است.

جو چشمان خود را می بندد  و برای ورود به جهان آخرت آماده می شود، جری او را متوقف می کند و به دلیل قدردانی از اینکه به ۲۲ زندگی اش را هدیه کرد، به جو شانس دیگری در زندگی بدهد. جری به او می گویند :« اگر برگردی چگونه زندگی خود را ادامه می دهی؟»

جو گاردنر در پاسخ می گوید :« نمی دانم، فقط این را می دانم که می خواهم از تک تک لحظات آن استفاده کنم.»

جوایز و افتخارات انیمیشن روح

کسب جایزه بفتای بهترین انیمیشن سال ۲۰۲۰

دست یابی به جایزه بفتای بهترین موسیقی متن ۲۰۲۰

دریافت جایزه گلدن گلوب بهترین انیمیشن۲۰۲۰

کسب جایزه گلدن گلوب بهترین موسیقی متن ۲۰۲۰

دریافت جایزه اسکار بهترین انیمیشن۲۰۲۰

دست یابی به جایزه اسکار بهترین موسیقی متن۲۰۲۰

عوامل انیمیشن روح

کارگردان: پیت داکتر

تهیه‌کننده: دانا مورای

نویسندگان: پیت داکتر، مایک جونز وکمپ پاورز

بازیگران: جیمی فاکس، تینا فی، گراهام نورتون، ریچل هاوس و…

موسیقی :ترنت رزنر، آتیکوس راس

کشور تولید کننده: ایالات متحده آمریکا

شرکت تولید کننده: والت دیزنی پیکچرز، پیکسار

توزیع‌کننده: استودیو سینمایی والت دیزنی