18 دقیقه

در این چند سال اخیر، اسمی بیش از دیگر اسامی به گوش مردم دنیا خصوصاً ایرانیان رسیده است؛ او کسی نیست جز دونالد ترامپ، چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا، کسی که تصمیماتش در امور مملکت‌داری بر تک‌تک کشورهای جهان تاثیرگذار است. در این مقاله قرار است به طور مفصل در مورد زندگی نامه دونالد ترامپ ، صحبت کنیم و نکاتی کمتر شنیده شده از زندگی این شخص خاص و عجیب را بررسی کنیم.

در مورد بیوگرافی او و زندگی شخصی و خانوادگی‌اش، حرف‌های زیادی زده می‌شود و تاکنون مستندات بسیاری از او ساخته شده و به نمایش عموم درآمده است. همه‌ی مردم می‌خواهند هر چه بیشتر در مورد زندگی او مطلع باشند تا بدانند او از کجا سر برآورده و چگونه توانسته به این مقام دست یابد. اگر شما هم در این زمینه کنجکاو هستید، پس با ما همراه باشید تا بیشتر از زندگی او بدانیم.

زندگی نامه‌ی دونالد ترامپ ، میلیاردر آمریکایی

کودکی ترامپ:

اصالت ترامپ به کشور آلمان بر‌می‌گردد و خود او ریشه و تبار آلمانی‌اش را تایید می‌کند. پدربزرگ و مادربزرگ او هر دو از مهاجران آلمانی بودند که بعدها در کشور آمریکا ساکن شدند. پدربزرگ او فردریش، رستوران‌داری کارکشته و موفق بود.

ترامپ در14 ژوئن 1946 در منطقه‌ی کویینز از شهر نیویورک متولد شد. او فرزند چهارم از خانواده‌ی پنج فرزندی ترامپ بود. مادرش مری‌آن از مهاجران اسکاتلندی بود و در سواحل غربی اسکاتلند، متولد شده بود. پدرش فرد ترامپ، یک ساختمان‌ساز خوش فکر و آینده‌نگر بود که در دوره‌ی رکود اقتصادی شدید آمریکا در محله‎های نیویورک از جمله کویینز و بروکلین، خانه‌های تک واحده می‌ساخت و به مردم می‌فروخت و از این راه به موفقیت‌های بزرگی رسید. بعد از تولد ترامپ، پدرش هم‌چنان به کار ساختمان‌سازی ادامه می‌داد و حتی شروع به ساخت مجتمع‌های مسکونی بزرگ‌تر کرد، تا جایی که سرانجام توانست نام خودش را بر روی 4600 خانه در روستایی واقع در جزیره‌ی کوی ثبت کند؛ حالا دیگر نام فرد بر سر زبان‌ها افتاده بود. او مرد با کیاست و زیرکی بود و هوش مالی بالایی داشت؛ به طوری که می‌توان گفت از بین فرزندانش، ترامپ چگونگی رتق و فتق امور تجاری را از پدر به ارث برده بود.

ترامپ، اعتماد به نفس بسیار زیادی داشت و همیشه خودش را یک مرد موفق تصور می‌کرد. وقتی از بالای آسمان خراش‌های برج منهتن به پایین می‌نگریست، غرق در رویاهای خویش می‌شد و از تحقق آن‌ها احساس غرور می‌کرد، حتی روزی در سال 2013 عکسی از کودکی خود در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشت و زیر آن نوشت: چه کسی باور می‌کرد این پسربچه‌ی معصوم و بی‌گناه، روزی به یک اعجوبه‌ی تمام عیار تبدیل شود؟

جوانی ترامپ:

پس از پایان تحصیلات متوسطه، ترامپ آماده‌ی ورود به دانشگاه شد. او رشته‌ی اقتصاد را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد و دلیل آن هم کاملا واضح و مشخص بود؛ علاقه‌ی وافر‌ش به ساخت‌و‌ساز و تجارت و پدری سرمایه‌دار و موفق  که او را به این سمت و سو سوق می‌داد. او ابتدا در دانشگاه فوردهام در برانکس تحصیل می‌کرد، اما تلاش کرد تا به دانشگاه وارتون در پنسیلوانیا منتقل شود، دلیل او هم کاملا منطقی بود؛ زیرا وارتون تنها دانشگاهی بود که در آن زمان، رشته‌ی مطالعات املاک را داشت و می‌توانست به خواسته‌ی ترامپ جهت مطالعه در رشته‌ی تجارت، جامه‌ی عمل بپوشاند. سرانجام او در سال 1968 با اخذ مدرک کارشناسی  اقتصاد از دانشگاه فارغ التحصیل شد.

زندگی شخصی ترامپ:

در این مدت، دونالد جان ترامپ فعالیت‌های زیادی در زمینه‌ی تجارت و ساختمان‌سازی انجام داده و اکنون به یک تاجر تمام عیار تبدیل شده و اسمش سر زبان‌ها افتاده بود. در مهمانی‌ها و دورهمی‌های مختلفی شرکت می‌کرد و در این بین، با زنان زیادی آشنا می‌شد. آوازه‌ی ثروت فراوان او به گوش بانوان شهر هم رسیده بود و هر زنی دوست داشت تا این تاجر متمول مرموز را از آن خود کند؛ سرانجام او در 1977 با مانکنی از جمهوری چک به نام ایوانا آشنا شد و در همان سال هم با او ازدواج کرد. حاصل این ازدواج، سه فرزند به نام‌های: دونالد جونیور، ایوانکا و اریک بود، اما ازدواج آن‌ها خوشبختی و شادی زیادی برای‌شان به ارمغان نیاورد و در سال 1991 از هم جدا شدند و هر یک به سوی زندگی خودشان رفتند.

در این مدت ترامپ مشغول رتق و فتق امور شخصی خودش بود و سر خود را به کار و تجارت گرم کرده بود، تا اینکه در سال 1993 با هنرپیشه‌ای به اسم مارلا میپل آشنا شد و چندی بعد با او ازدواج کرد. ثمره‌ی این ازدواج، دختری به نام تیفانی بود که اکنون بیست و سه ساله است، اما این ازدواج هم مدت زیادی طول نکشید و این زوج شش سال بعد، یعنی در سال 1999 از هم جدا شدند.

یک سال قبل از این جدایی در سال 1998 ترامپ با مانکنی از اسلوونی به نام ملانیا کناوس دیدار کرد و این دیدار، منجر به آشنایی آن‌ها شد؛ به طوری‌که پس از طلاق، ارتباط او با ملانیا ادامه پیدا کرد و تا هفت سال بعد هم به طول انجامید. این دو در نهایت در سال 2005 در فلوریدای آمریکا ازدواج کردند و ملانیا در سال 2006 موفق شد تابعیت آمریکا را به دست بیاورد. از این ازدواج، پسری به نام بارون متولد شد که اکنون ده ساله است و ملانیا می‌گوید پسرش به هر دو زبان انگلیسی و اسلوونیایی تسلط کامل دارد. این ازدواج تا‌کنون ادامه داشته است.

مختصری در مورد فرزندان ترامپ:

  • دونالد ترامپ: فرزند ارشد خانواده و پسر اول ترامپ

دونالد، اولین پسر رئیس جمهور سابق آمریکاست و بزرگترین فرزند او به شمار می‌رود. او هم‌اکنون سی و نه ساله است و قائم مقام پدرش در بنیاد ترامپ می‌باشد. او یکی از مورد اعتماد‌ترین افراد نسبت به رئیس جمهور است و شباهت بسیار زیادی با پدرش دارد؛ به طوری‌که حتی روزی می‌تواند جایش را بگیرد! ترامپ پسر، با مدلی آمریکایی به اسم ونسا هایدون ازدواج کرده و در حال حاضر پنج فرزند دارد.

  • ایوانکا ترامپ: ایوانکا در بین فرزندان ترامپ، کسی‌ست که بیش از همه در دنیای مطبوعات و شبکه‌های اجتماعی مشهور شده و هم‌اکنون به عنوان نایب رئیس اجرایی پدر مشغول به کار است. ایوانکا ابتدا مثل مادرش در دنیای مد و فشن فعالیت‌هایی داشت، ولی بعدها به نویسندگی و تجارت روی آورد؛ مثلا در سال 2007 برند جواهرات خود را تاسیس کرد و سال‌ها بعد، خط تولید کیف و کفش و اکسسوری و و سایل زینتی را هم به آن اضافه کرد. او ابتدا یک مسیحی پروتستان بود، ولی در سال 2009 مذهب خود را به یهودیت تغییر داد. او نیز مانند پدرش دارای مدرک کارشناسی اقتصاد از دانشگاه پنسیلوانیاست. ایوانکا دستی در نویسندگی دارد و چندین کتاب نوشته است. به گفته‌ی خودش کتاب‌های او مخصوص زنانی‌ست که خواهان موفقیت در زندگی شخصی‌شان هستند.
  • اریک ترامپ: اریک، سومین فرزند ترامپ و دومین پسر او از همسر اولش است. او نخواست مانند پدر و خواهرش در دانشگاه اقتصاد پنسیلوانیا تحصیل کند، ولی در حاضر یکی از افراد مورد وثوق درکابینه‌ی ترامپ است. او بنیاد اریک ترامپ را راه‌اندازی کرده که به کودکانی با بیماری‌های خاص کمک‌رسانی می‌کند. او صاحب بزرگ‌ترین باغ انگور در ایالت ویرجینیاست. وی همچنین در سال 2015 هتلی بسیار شیک و مجلل را در این باغ تاسیس کرد.
  • تیفانی ترامپ: تیفانی تنها فرزند ترامپ از ازدواج دومش می‌باشد. او برعکس پدرش به دنیای تجارت و اقتصاد، هیچ علاقه‌ای نداشت؛ در عوض عاشق هنر و خوانندگی بود، البته اسم و رسم و ثروت ترامپ کمک زیادی به او کرد تا به خواسته‌اش جامه‌ی عمل بپوشاند، اما در این زمینه استعداد قابل توجهی نداشت؛ مثلا در سن هجده سالگی آهنگ “همانند یک پرنده” را ضبط کرد، اما این آهنگ به دلیل متن ضعیف و دستکاری در صدا مورد استقبال مردم قرار نگرفت. او هم اکنون بیست و سه ساله است و به حضور در رسانه‌ها علاقه‌ای نشان نمی‌دهد.
  • بارون ترامپ: بارون در واقع جوان‌ترین عضو از خانواده‌ی ترامپ می‌باشد که بیشتر اوقات نزد مادرش ملانیا در نیویورک می‌ماند و با او زندگی می‌کند. اگرچه بارون چندین بار در برنامه‌های معروف تلویزونی مثل اوپرا وینفری حضور پیدا کرده، اما والدینش ترجیح می‌دهند تا او را از هیاهوی کاخ سفید دور نگه دارند.

شخصیت ترامپ:

دونالد ترامپ حالا دیگر به یک تاجر موفق، سرمایه‌دار مشهور و نویسنده و کارآفرین مطرح تبدیل شده بود. مردی که مردم در مورد او حرف‌های زیادی می‌زدند و حتی بعضی معتقد بودند او به دلیل ثروت فراوان پدرش، به اینجا رسیده است و در حقیقت مسیر زندگیش از قبل توسط پدر متمولش هموار شده بود، اما برادر بزرگترش می‌گوید که در حقیقت اینطور نیست و خود ترامپ هم برای رسیدن به جایگاه کنونی و تثبیت موقعیت فعلی‌اش، تلاش زیادی کرده است. او معتقد است ترامپ به خاکستر دست می‌زد طلا می‌شد.

رفتار او برای مردم بسیار عجیب بود. در مجامع عمومی رفتاری متکبرانه و خودخواهانه داشت، حتی می‌گویند شخصیتی خود شیفته دارد. او از اعتماد به نفس زیادی برخوردار است و بسیار رک و صریح الهجه می‌باشد. او در سال 2011 در لیست صد شخصیت مشهور در مجله معروف فوربز، رتبه هفدهم را از آن خود کرد.

استراتژی خاص ترامپ برای ملاقات با افراد عالی رتبه

دونالد ترامپ هنگام ملاقات با افراد مهم، ترفندهای زیادی به خرج می‌دهد، اما یکی از این ترفندها بسیار معروف و تاثیر‌گذار می‌باشد و از این قرار است که از طریق یکی از مشاورانش، اعلام می‌کند بسیار گرفتار و پر مشغله است و نمی‌تواند وقت زیادی برای ملاقات حضوری بگذارد؛ او در واقع از این طریق، ذهن افراد را به بازی می‌گیرد تا در نظر آن‌ها مرموز و جذاب جلوه کند و بر اهمیت جایگاه خودش بیافزاید.

اموال و دارایی های ترامپ:

نام دونالد ترامپ در لیست میلیاردرهای مشهور جهان که توسط مجله فوربز منتشر شده، جا خوش کرده است.

دونالد ترامپ در سال 2010 یک جت شخصی بسیار زیبا از یکی از کارمندان مایکروسافت به نام پل آلن خریداری کرد. او طراحی داخلی جت را به سلیقه‌ی خود تغییر داد و امکانات چشمگیر دیگری هم به آن اضافه کرد، مثلا نمای داخلی جت را با صندلی‌هایی از روکش طلا تزئین کرد؛ به طوری‌که این جت، پس از گذشت دو دهه هم‌چنان زیباست و ظاهراً قرار نیست با جت جدیدی معاوضه شود.

ترامپ علاوه بر جت شخصی، صاحب یک هواپیمای بویینگ 757 است که او را در سرتاسر ایالات متحده می‌چرخاند و به خانه‌های مجللش در نقاط مختلف می‌برد؛ علاوه بر آن از این بویینگ برای سفرهای انتخاباتی خود نیز استفاده می‌کند. او صاحب سه هلی کوپتر شخصی نیز هست که سال گذشته برای تجهیز یکی از آن‌ها پول گزافی هزینه کرده است.

ترامپ، علاقه‌ی زیادی به مدل‌های مختلف ماشین و اتومبیل دارد و صاحب کلکسیونی از ماشین‌های لوکس و گران‌قیمت است. ترامپ، صاحب مزارع کشاورزی و زمین‌های زراعی بسیاری‌ست. او عمارتی در ایالت فلوریدا خریداری کرده و آن را به تازگی به یک کلوپ شخصی تبدیل کرده است و ملکی شخصی در جزایر دریایی کاراییب دارد.

او قصرها و عمارت‌های بسیار مجللی در سر‌تا‌سر ایالات متحده دارد. ترامپ علاقه‌ی بسیار زیادی به ورزش گلف دارد. از این رو مالک زمین‌ها و باشگاه‌های گلف در نقاط مختلفی مانند آمریکا، اسکاتلند و ایرلند است.

دارایی‌های ترامپ در سرتاسر دنیا:

همان‌طور که می‌دانید یا شاید به گوش‌تان خورده، ترامپ برج‌ها و هتل‌های زیادی دارد. او برجی در خیابان پنجم نیویورک و برج و هتلی در شیکاگو دارد؛ علاوه بر این، او صاحب برج‌ها و عمارت‌های بسیار زیبایی در سراسر دنیاست که در ذیل به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

  • او برجی دو قلو در یکی از بهترین مناطق استانبول به نام شیشلی دارد.
  • او صاحب برجی زیبا در پاناماست که طراحان آن به کپی‌برداری این برج از برج العرب دبی متهم شده‌اند، ولی این ادعا به اثبات نرسید.
  • او همچنین صاحب برجی در تورنتو کشور کاناداست.
  • او برجی هم در مانیل، پایتخت کشور فیلیپین دارد.
  • او صاحب برجی در لاس وگاس و برجی هم در سواحل فلوریدا می‌باشد.

از تجارت تا ریاست جمهوری:

تا قبل از سال 2016 دونالد ترامپ یک تاجر موفق، کار‌آفرین برتر، میلیاردر مشهور و مجری شبکه‌های تلویزیونی آمریکا بود؛ او در حقیقت در عرصه‌ی سیاست، شخصیتی گمنام بود که حرفی از او به میان نمی‌آمد، اما ناگهان ورق برگشت. لاتاری او برنده شد و ظرف مدت کوتاهی توانست جام طلایی را در رقابت با هیلاری کلینتون از آن خود کند. اگر شما هم مشتاق و علاقه‌مندید که بدانید او چگونه به بالاترین مقام سیاسی یک کشور دست یافت، با ما همراه باشید.

در سال 2016 دونالد ترامپ خود را به عنوان نامزد انتخاباتی آمریکا معرفی کرده بود. او در رقابت با حریفان قدری همچون هیلاری کلینتون قرار داشت. اکثریت قریب به اتفاق مردم، هیلاری را پیروز عرصه‌ی انتخابات می‌دانستند. این گمانه‌زنی‌ها وقتی قوت گرفت که هیلاری چند هفته پیش از اعلام نتایج انتخابات، عکسی از خود در توییترش به اشتراک گذاشت و زیر آن نوشت: رئیس جمهور آینده‌ی آمریکا، تولدت مبارک.

سرانجام زمان اعلام نتایج فرا رسید. خود هیلاری، تحلیل‌گران سیاسی و مردم آمریکا تصور می‌کردند که رئیس جمهور آینده‌ی آمریکا قطعا یک زن خواهد بود، اما هنگام اعلام نتایج در کمال شگفتی، دونالد ترامپ از هیلاری کلینتون پیشی گرفت و حتی پس از شمارش آرا در ایالت‌های کلیدی هم نتیجه تغییری نکرد و این‌گونه بود که هیلاری به کاخ سفید راه نیافت. این نتیجه، کل جهان را در بهت و شگفتی فرو برد. حال سوال اینجاست که چرا چنین شد و هیلاری کلینتون چگونه این نبرد انتخاباتی را به ترامپ  واگذار کرد؟

  • مهم‌ترین دلیل آن را می‌توان به کارنامه‌ی سیاسی پر از غلط هیلاری مرتبط دانست. هیلاری سال‌ها مقام سناتوری داشت و بعدها وزیر امور خارجه‌ی آمریکا شد، سپس در دوران ریاست جمهوری همسرش بیل کلینتون به عنوان بانوی اول آمریکا ظاهر شد. او کارنامه‌ای پر از فعالیت‌های سیاسی داشت که هیچ کدامشان چشمگیر نبودند و دردی از مردم دوا نمی‌کردند. مهم‌تر از همه او در زمانی که یک دموکرات رئیس جمهور آمریکا بود، کاندید ریاست جمهوری شد؛ در مقابل، ترامپ چهره‌ی شناخته شده‌ای در عرصه‌ی تجارت و کارآفرینی بود و کتاب‌هایی هم در زمینه‌ی موفقیت داشت.
  • ترامپ با سیاست و زیرکی همیشگی‌اش، خود را به عنوان یک برند خاص مطرح کرده بود. برند قدرتمندی که همیشه در یاد مردم باقی می‌ماند. او با اعمال و رفتار عجیبش توجه اکثریت را به خود جلب کرده بود؛ مثلا وقتی از او سوال کردند: اگر جمهوری‌خواه دیگری کاندیدای نهایی شود، آیا شما از او حمایت می‌کنید یا خیر؟ او بر خلاف عرف سیاسی پاسخ داد: نه تنها از او حمایت نمی‌کنم، بلکه کارزار انتخاباتی را خودم به تنهایی ادامه خواهم داد. این پاسخ او مردم را در حیرت و شگفتی فرو برد.
  • در شرایط کارزار انتخاباتی میان هیلاری و ترامپ، تقریبا همه‌ی رسانه‌های رسمی، نخبگان و رسانه‌ها و حتی بخش‌های مهمی از جمهوری‌خواهان علیه ترامپ موضع‌گیری کردند. این شرایط سخت می‌توانست ترامپ را فرو بریزد و به ضرر او باشد، اما غرور و سرسختی ترامپ این بار هم به کمکش آمد و از این شرایط به نفع خودش بهره برد. او به مردم اعلام کرد که در این هجمه‌ی حکومت و رسانه‌ها تنها رها شده است و به یاری و مساعدت ملت نیاز دارد؛ در نتیجه مردم هم که به جریان غالب حاکمیت در آمریکا اعتراض داشتند، به او رای دادند.
  • هیلاری کلینتون چندین بار در خلال کارزار انتخاباتی دچار ضعف بدنی شد و از حال رفت. ترامپ و تیم او از این ماجرا برای زمین زدن هیلاری استفاده کرده و تاکید کردند که نمی‌توان سکان اداره‌ی آمریکا را به دست زنی بیمار و سال‌خورده داد.
  • باراک اوباما در طول هشت سال ریاست جمهوری خود، کمتر اقتدار‌گرایی و قدرت‌نمایی کرده بود. هیلاری کلینتون هم به عنوانی زنی که کاندیدای دموکرات‌ها بود نمی‌توانست حس اقتدار را در آمریکایی‌ها زنده کند و این دقیقا همان چیزی بود که ترامپ از آن به نفع خودش بهره برد و شعارش همواره این بود که: آمریکا دوباره قدرتمند خواهد شد و آمریکا را از نو خواهیم ساخت. او توجه مردم را به خودش جلب کرد و حس نیاز آن‌ها را تحریک کرد. مردم آمریکا احساس کردند تغییری که سال‌هاست دنبالش هستند، با انتخاب ترامپ محقق خواهد شد؛ همان گونه که قبل از انتخاب باراک اوباما چنین فکری می‌کردند.

ترامپ در نهایت در سال 2020 در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا از رقیب انتخاباتی‌اش جو بایدن شکست خورد و به ناچار، عرصه‌ی قدرت را به او واگذار کرد.