14 دقیقه

با مطالعه اغلب زندگینامه و تاریخچه کمپانی های گوناگون، به یک مهم دست می یابید و آن هم این است که ما برای راه اندازی کسب و کار خودمان باید ایده ای بسیار خلاقانه و بکر را در ذهن پرورش داده و اجرایی کنیم. بحث این که اگر ایدهٔ اولیه وجود نداشت می توان با بومی سازی ایدهٔ کمپانی های موفق جهانی، به یک کسب و کار موثر و و درآمدزا دست یافت. شرکت های اسنپ و تپسی از کمپانی اوبر Uber، شرکت های شیپور و دیوار از کمپانی eBay، شرکت دیجیکالا از کمپانی آمازون Amazon، اپلیکیشن کافه بازار از گوگل پلی google play و نمونه های دیگری از کسب و کار های موفق که نیازی به ایده اولیه ندارد و تنها با بومی سازی توانسته اند قله را فتح کنند. اما اگر بومی سازی را هم کنار بگذاریم، باز هم می توان بدون هیچ گونه ایده اولیه کسب و کار موفق و جهانی راه اندازی کرد؟ بله؛ به داستان تأسیس رستوران های مک دونالد دقت کنید، جایی که ایده اولیه مک دونالد برای ری کراک نبود اما جوهره ای در وجود وی باعث شد تا آوازه رستوران های زنجیره ای مک دونالد  تمام دنیا را فرا بگیرد و آن هم توان رهبری و فرمانروایی بود.

همه شما استیو جابز و شرکت اپل را می شناسید. بسیاری از شما استیو جابز را ستایش می کنید و او را  برترین مخترع و کارآفرین معاصر می دانید اما استیو جابز ۱۰ است که درگذشته پس چه کسی در این ۱۰ سال توانسته اپل را در اوج خود نگه دارد و به این کمپانی ارزشی دوباره ببخشد؟ جواب تنها دوکلمه است، تیم کوک…

مروری بر زندگینامه تیم کوک

تیموتی دی کوک، متولد ۱ نوامبر سال ۱۹۶۰ در شهر رابرتزدیل ایالت آلابامای کشور آمریکا است. پدرش دونالد، کارگر کارخانه‌ٔ کشتی‌سازی و مادرش جرالدین، خانه‌دار بود.  تیم دوران دبیرستان خود را در مدرسه‌ٔ رابرتزدیل گذراند و در سال ۱۹۷۸، به‌عنوان دومین دانش‌آموز برتر این دبیرستان فارغ‌التحصیل شد.

پس‌ از دوران دبیرستان، تیم در رشته‌ٔ مهندسی صنایع وارد دانشگاه آبرن آلاباما شد و پس از فارغ‌التحصیلی در سال ۱۹۸۲، تحصیلات خود را در رشته MBA در دانشگاه کسب‌ و کار دوک آغاز کرد. این امر سبب شد تا در سال ۱۹۸۸، او علاوه بر دریافت مدرک کارشناسی ارشد مدیریت خود، موفق به اخذ مدرک فوکوا اسکولار نیز بشود که معتبرترین عنوان افتخاری دانشگاه دوک است و هرسال، تنها به ده درصد از دانش‌آموختگان و فارغ‌التحصیلان این دانشگاه اعطا می‌شود.

تا اینجای کار، همه‌ چیز ساده و معمولی پیش می رود چرا که تیم کوک نه علاقه ای به دنیای فناوری دارد و نه نبوغ استثنایی را از خود نشان داده بود اما جوهرهْ وجود تیم کوک در مدیریت و رهبری خلاصه خواهد شد

تیم کوک در دوران دانشجویی خود در رویای کار در عرصه تکنولوژی به سر می برد. رویایی که خلاف رشته ای بود که در دانشگاه تحصیل می کرد اما هیچ نمی تواند جلودار رویا باشد و وی در مدت کوتاهی پس از فارغ‌التحصیلی، کار خود را با شرکت رایانه‌ای ماشین‌ های تجاری آی‌بی‌ام ABM آغاز کرد و ۱۲ سال در این شرکت به فعالیت پرداخت. او در اواخر این دوران، به‌عنوان مدیر اجرایی شرکت نورث امریکن نیز انتخاب شد و مسئولیت تولید و توزیع کامپیوتر های شخصی آی‌بی‌ام را در آمریکای شمالی و آمریکای لاتین به عهده گرفت.

در سال ۱۹۹۴، موقعیت شغلی بعدی تیم کوک برایش فراهم شد و کوک به سمت مدیر ارشد عملیاتی بخش فروش شرکت اینتلیجنت الکترونیکس منصوب شد.

پس از سه سال فعالیت در شرکت اینتلیجنت الکترونیکس، شرکت کامپیوتری کامپک از او خواست تا معاونت بخش خرید و ریاست بخش انبار این شرکت را به عهده بگیرد.

اما چرا تیم کوک تنها ۶ ماه در شرکت کامپکت کار کرد؟ عشق و علاقه وی به استیو جابز

در روز های که شرکت اپل فروش اش کاهش پیدا کرده بود و سود دهی این شرکت سیری نزولی داشت، تیم کوک برای مصاحبه شغلی به این شرکت رفت. تصمیمی که مخالفت های بسیاری را از سوی اطرافیان تیم به همراه داشت اما هیچ چیز حاوی ارادت او را به استیو جابز نمی گرفت. شخص تیم کوک در این باره می گوید :« تمام شواهد منطقی به من می‌گفتند نباید موقعیت رو به رشد خود را در کامپک رها کنم. روزی که من به شرکت اپل رفتم، به شهود درونیم گوش کردم، نه به فلسفه‌ هایی که نیمکره‌ٔ چپ مغزم تکرار می‌کرد و نه به هشدار های همکارانم. هنوز پنج دقیقه از مصاحبه‌ٔ استیو جابز با من نگذشته بود که من تمام منطق و علائم هشدار را دور ریختم و حضور در اپل را پذیرفتم. ادراکم می‌گفت چنین شانسی تنها یک‌بار در زندگی من رخ می‌دهد؛ اینکه بخواهم در کنار یک نابغه‌ٔ خلاق کار کنم. با تمام وجود می‌خواستم در تیم اجرایی اپل باشم و کمک کنم که این شرکت دوباره احیا شود.»

مدیر ارشد فروش و عملیات جهانی و رئیس بخش خدمات مشتریان، عنوانی بود که تیم کوک زیر سایه آن در شرکت اپل به فعالیت پرداخت.

کوک در تمام کارخانه‌ ها و انبار ها را بست و آن‌ها را با تولیدکنندگان قراردادی جایگزین کرد. درنتیجه‌ٔ این اقدام، دستگاه‌ های بیشتری در مدت کمتری تولید شدند و در خط فروش قرار گرفتند. یک سال پس از پیوستن تیم کوک به اپل یعنی در سال ۱۹۹۸، این شرکت توانست از ضررهای سنگین سال پیش خلاصی یابد و بار دیگر به سود دهی برسد. با حضور تیم کوکو این ه ای روشن از آن اپل بود و تفکرات وی، تفاوت های اپل را با دیگر کمپانی ها رقم می زد.

در سال ۲۰۰۵، کوک به سرمایه‌گذاری‌ هایی روی آورد که آینده‌ی شرکت را تضمین می‌کردند. مانند قرارداد های بلند مدت با تولیدکننده‌ های فلش مموری و اجزاء ذخیره‌ سازی کامپیوتری که مبنای حافظه‌ های آیفون و آیپد شد. کوک با کاهش دادن هزینه‌ها و مؤثرتر کردن روش‌های بازاریابی، توانست شرکت اپل را دوباره به مسیر رشد خود بازگرداند.

تیم کوک توانست سهم مهمی از معرفی جهانی محصولات اپل را به خود اختصاص دهد و بدین سبب پی در سال ۲۰۰۹ به سمت مدیریت اجرایی کمپانی اپل ترفیع یافت.

روز های سیاه و سفید اپل در سال ۱۹۹۵، با تیم کوک روز به روز رنگی تر می شد و او توانسته بود تا کسب و کاری در حال سقوط را به شرکتی ۱۰۰ میلیارد دلاری در سال ۲۰۱۱ برساند.

با فوت استیو جابز به دلیل عوارض بیماری سرطان پانکراس، چه کسی بهتر از تیم کوک برای جانشینی؟ کوک در سال ۲۰۱۱ به عنوان مدیر عامل کمپانی اپل، پست میز ریاست نشست و حال این سیب گاز زده شده در دستان تیم کوک بود. پی توانست فرهنگی جدید را در اپل جا بیندازد و امپراطوری خود را گسترش دهد.

تحت مدیریت او بزرگ‌ ترین خرید تاریخ اپل در سال ۲۰۱۴ انجام گرفت و اپل بیتس میوزیک و بیتس الکترونیکس را با ۳ میلیارد دلار خریداری کرد.

مؤسسان بیتس هم به خدمت گرفته شدند و کوک در نامه‌ ای به کارمندان شرکت نوشت: «امروز بعد از ظهر خبر خرید بیتس میوزیک و بیتس الکترونیکس را اعلام کردیم. تجارت این دو به‌سرعت در حال رشد است و به ما در تکمیل اکوسیستم اپل برای توسعه‌ی دستگاه‌ های شگفت‌انگیز کمک می‌کند. مشتریان عاشق آن‌ ها خواهند شد.»

سال ۲۰۱۴ ، سالی پر از تغییر و تحول بود چرا که در کنفرانس جهانی توسعه‌ دهندگان، تیم کوک اعلام کرد که آخرین نسخه‌ی سیستم‌عامل اپل برای دسکتاپ و گوشی‌های همراه آماده‌ شده است و در سپتامبر همان سال، اپل از گوشی‌های آیفون ۶ و آیفون ۶ پلاس رونمایی کرد که هر دو صفحات نمایش بزرگ‌تری نسبت به آیفون‌های قبلی داشتند و ویژگی‌های جدیدی مانند Apple Pay و Burst Selfies به آن‌ها اضافه‌ شده بود. بعلاوه کوک اولین محصول دوران مدیریتی خود را بانام اپل واچ که یک گجت پوشیدنی بود و فاکتورهای مربوط به تناسب‌ اندام و سلامت کاربر را اندازه می‌گرفت، به دنیا معرفی کرد. اپل واچ راهی نوین برای توسعه‌ی تکنولوژی‌های مشابه باز کرد.

رهبری، چیزی بود که اپل را نجات داد و ارزش سهام این شرکت را به رقمی بالغ بر ۶۵ میلیارد. دلار رساند. اپل از بزرگ ترین کمپانی های حال حاضر دنیاست که بزرگی خود را مدیون استیو جابز و البته تیم کوک می داند. با تیم کوک که جملهٔ طلایی :«مردم، راهبردها و اجرا» را در اپل به حقیقت پیوست.

جوایز و افتخارات تیم کوک

مجله تایم، تیم کوک را به عنوان یکی از ۱۰۰ انسان تأثیرگذار در دنیا در سال ۲۰۱۲ معرفی کرد.

فاینانشال تایمز او را به‌عنوان برترین مرد عرصه‌ی تجارت و تکنولوژی در سال ۲۰۱۴ انتخاب کرد.

دریافت جایزه انعطاف برابر تغییرات در سال ۲۰۱۵

مجله‌ی فورچن او را بزرگ‌ترین رهبر دنیا در سال ۲۰۱۶ نامید.

دریافت جایزه ویژه کمپین حقوق بشر در سال ۲۰۱۶

 

جملات ناب تیم کوک

«زندگی خود را در حاشیه ها هدر ندهید، در مرکز جهان هستی نفس بکشید.»

«در زندگی من هم دوران‌ های ناخوشایند و سخت بسیاری وجود داشته است. اما من دوباره اعتماد به‌ نفسم  را به دست آورده‌ ام ، مسیرم را ادامه داده ام و از مشقت ها و درد ها عبور کرده ام. من پوستی شبیه پوست کرگدن دارم! این برای مدیر عامل اپل بودن امری ضروری است.»

«برخی مردم نوآوری را معادل تغییر می‌دانند. من این‌طور فکر نمی‌کنم. نوآوری باید در راستای بهتر کردن زندگی مردم باشد.»

«در دنیای تکنولوژی امروزی، تفکری بیمار گونه وجود دارد که می‌ پرسد: امروز سایت شما چند کلیک داشت؟ چند کاربر فعال دارید؟ چند واحد فروختید؟ به نظر می‌آید همه فقط به دنبال اعداد و ارقام بزرگ هستند. استیو چنین آدمی نبود. او بر خلق و تولید بهترین ها متمرکز بود.»

«من فکر می‌ کنم حریم خصوصی، یکی از ریشه‌ ای ترین اصول حقوق بشر است. باید هر کاری که می‌ توانیم انجام دهیم تا دوباره اعتماد بین انسان‌ ها حاکم شود.»

«استیو جابز هیچ‌ وقت خودش را استاد کسی نمی‌ دانست؛ ولی بهترین معلمی بود که من در زندگی‌ ام داشتم. او یک مربی سنتی نبود؛ اما بهترین بود، بهترین مطلق.»

«مسئله‌ی اصلی زندگی، پیدا کردن ارزش‌ های فردی و تعهد به آن‌ ها است. یعنی پیدا کردن ستاره‌ی شمالی شما. برخی از این ارزش‌ها راحت به دست می‌آیند و برخی سخت و بعضی از آن‌ ها باعث می‌شوند شما همه‌ چیز را مورد بازنگری قرار دهید.»

«بخشی از پیشرفت اجتماعی زمانی حاصل می‌شود که واقعاً درک کنیم یک فرد تنها توسط جنسیت، نژاد یا گرایش‌ هایش تعریف نمی‌شود.»

«حاشیه‌های میدان بازی جای مناسبی برای زندگی نیست. جهان نیاز دارد که شما در وسط میدان حضور سینه را سپر کنید.»

«هر چیزی می تواند تغییر کند، چرا که انقلاب تلفن های هوشمند هنوز در مراحل اولیه است.»

«به ندرت پیش می‌آید که یک نفر بتواند تاریخ را رقم بزند؛ اما به این فکر کنید که اگر این اتفاق بیفتد چه خواهد شد. این اتفاق می‌تواند برای شما رخ دهد. این اتفاق باید برای شما رخ دهد.»

«ارزش‌هایتان را پیدا کنید و به آنها متعهد باشید. ستاره شمالی خود را پیدا کنید. تصمیم بگیرید. برخی از آنها سختند و بعضی از آنها، آسانند. برخی از آنها موجب می‌شوند که همه چیز را زیر سوال ببرید.»

«بردن، هیچوقت به معنی بدست آوردن همه چیز نیست.»

«من یاد گرفتم که تمرکز مهم تر از هر چیز دیگری است. نه تنها در اداره کردن یک کمپانی، بلکه همچنین در زندگی شخصی شما.»

«تعدادی از محصولی ارزان فروخته شود. یک نفر آن را می خرد و هنگام پرداخت پول احساس خوبی دارد، ولی وقتی آن را به خانه می برد و استفاده می کند، لذتش تمام می شود.»

«سعی کن که در مسیر خود لذت ببری، نه در هدفی دوردست.»

«من عاشق موزه ها هستم، ولی دوست ندارم که در یکی از آنها زندگی کنم.»

«بعضی ها خلاقیت را به عنوان نوعی تغییر می بینند، ولی ما هیچوقت واقعا به آن به این شکل نگاه نکرده ایم. خلاقیت به معنی بهتر کردن چیزهاست.»

«من فکر می کنم دو نفر با نقطه نظرهای قوی بیشتر می توانند قدر هم را بدانند.»

«زندگی متزلزل است. فردا تضمین شده نیست، پس هر چه که در توان داری را در اختیار بگذار.»

«نباید اجازه دهید که منزوی و گوشه گیر شوید، این موضوع بسیار مهم است و از نظر من با اهمیت ترین نکته برای یک مدیرعامل اجرایی است. حس تواضع باعث می شود کارمندان، برای شما احترام بیشتری قائل شوند و البته این یک اصل مهم و ضروری، برای تبدیل کردن شما به یک رهبر کسب و کار فوق العاده می باشد.»

«اغلب آدم ها، مخصوصا مدیران اجرایی و مدیران رده بالا به قدری به ایده های کهنه و قدیمی خود ، احساس وابستگی دارند که قدرت و جسارت پذیرش اشتباهات خود را ندارند. آن ها باید بتوانند قدرت و جسارت تغییر ذهن خود را به دست آورند.»

«می خواهیم به همان میزان که در محصولات خود نوآور هستیم، در مسئولیت پذیری خودمان نیز نوآور باشیم.»