10 دقیقه

“شما نمی‌توانید ۵۰۰ میلیون تومان را بدون داشتن چند دشمن، دوست داشته باشید!”

این جمله‌ای است که بر روی پوستر فیلم شبکه اجتماعی، ساخته دیوید فینچر نوشته شده است. فیلمی بزرگ، به بزرگی مارک زاکربرگ و فیسبوک.

دیوید فینچر که حتی نام او نیز رنگ و بوی معما دارد و با ساخت فیلم‌های: هفت، باشگاه مشت زنی و دختر گم شده، توانایی و تبحر خود را در ژانر معمایی به همگان ثابت کرده است، اما اینجا غیر فینچری‌ترین فیلم خود را ساخته! فیلم سینمایی شبکه اجتماعی؛ فیلمی که براساس کتاب میلیاردرهای تصادفی، نوشته بن نزیک است. این فیلم که روایت‌گر چگونه ساخته شدن فیسبوک توسط مارک زاکربرگ است، اما اصلا هدفش مارک زاکربرگ و فیسبوک نیست و حتی از  زاکربرگ در این فیلم، قهرمان هم نمی‌سازد؛ بلکه دیوید فینچر از او و فیسبوک به عنوان یک ابزار برای آگاهی مخاطب درباره به قدرت رسیدن و داشتن قدرت تاثیرگذاری استفاده کرده است. جایی که یک انسان عادی تبدیل به یکی از قدرتمندترین انسان‌های جهان می‌شود و البته هر روز هم بر قدرت او افزوده می‌شود.

خلاصه فیلم سینمایی شبکه اجتماعی

فیلم در سال 2003 روایت می‌شود. مارک زاکربرگ (جسی ایزنبرگ) دانشجوی نابغه کامپیوتر در مقطع کارشناسی دانشگاه هاروارد است که دیدار او با اریکا در کافه، سکانس آغازین فیلم می‌باشد.  زاکربرگ تلاش می‌کند در قرار ملاقاتی که با اریکا گذاشته است، او را مجذوب خودش بکند. در آن قرار ملاقات، مارک به او قول می‌دهد که مهارتش در برنامه نویسی کامپیوتر، نهایتاً به او این امکان را بدهد که وارد ساختمان اجتماعی نخبگان دانشگاه هاروارد شود، اما اریکا با نا امیدی پاسخ می‌دهد که:”تو در سراسر زندگیت همیشه فکر می‌کردی که دخترها به خاطر اینکه تو خوره کامپیوتر هستی، بهت علاقه ندارند، ولی دلیل اصلیش اینه که تو یه عوضی هستی” مارک بعد از شنیدن این جمله، به فکر فرو می‌رود. اریکا از او جدا می‌شود و مارک در تنهایی خود، غرق می‌شود و باهیچکس، حتی صمیمی‌ترین دوستانش هم  صحبت نمی‌کند.

مارک سعی می‌کند اریکا را فراموش کند، سپس سراغ فیس بوک می‌رود. اشتباه نکنید! این همان فیس بوکی که امروز می‌شناسیم نیست؛ بلکه یک صرفاً رویارویی اینترنتی ساده است؛ یک ایده احمقانه که فقط دانشمندان و هکرهای فوق حرفه‌ای می‌توانند آن را جعل کنند و وارد سایت هاروارد شوند. مارک پس از هک سایت، عکس تمامی دخترانی که در سایت دانشگاه هاروارد هستند را دانلود می‌کند و از دانشجویان، نظرخواهی می‌کند که کدام یک از آنها جذاب‌تر است؟ به خاطر این کار، سیستم‌های کامپیوتری دانشگاه هاروارد، ویروسی و دچار مشکل می‌شوند. مارک با این کار شش ماه از تحصیل محروم می‌شود، اما توجه دوقلوهای نخبه دانشگاه هاروارد که تیلور و کامرون نام دارند را به خود جلب می‌کند. مارک با کمک دوقلوهای بانفوذ و ثروتمند دانشگاه هاروارد، سعی می‌کند سایت خودرا گسترش دهد و محیطی مجازی را در اینترنت خلق کنند که دانشجویان دانشگاه هاروارد بتوانند همدیگر را ملاقات کنند، به هم تبریک بگویند و نمره‌های همدیگر را در آنجا ببینند. آن‌ها به کمک یک هکر آنارشیست به نام ادوارد ساورین (اندریو گارفیلد) دست به دست هم می‌دهند تا سایتی را درست کنند که امروز به آن فیس بوک می‌گویند.

جوایز فیلم

اسکار: ۷ نامزدی و برنده جایزه اسکار بهترین موسیقی، بهترین فیلمنامه اقتباسی و بهترین تدوین

گلدن گلوب: ۵ نامزدی و برنده جایزه بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه و بهترین موسیقی متن

مروری بر زندگی مارک زاکربرگ

حتی اگر هم در مورد فیلم شبکه اجتماعی ندانید، اما با خواندن نام فیلم و پوستر آن که کلمه شبکه اجتماعی را با فونت معروف فیسبوک نوشته است، کاملا متوجه می‌شوید که این فیلم در مورد مارک زاکربرگ، خالق فیسبوک است. بخش مهمی از زندگی اورا در خلاصه فیلم شبکه اجتماعی خواندید و اینجا باهم، زندگی او را به جز آنچه در خلاصه فیلم آمده، مرور می‌کنیم. مارک الیوت زاکربرگ در تاریخ ۱۴ می ۱۹۸۴ در شهر وایت پلینز نیویورک ودر یک خانواده ۶ نفره به دنیا آمد.

مارک زاکربرگ فرزند چهارم خانواده پس از ۳ خواهر خود بود و تنها پسر ادوارد زاکربرگ دندان‌پزشک و کارن کمپنر روانشناس بود.

مارک زاکربرگ از کودکی با کامپیوتر کار می‌کرد و استعدادهای زیادی در این زمینه داشت؛ به طوری که می‌توانست نرم افزار بنویسد و به همراه پدرش شروع به برنامه نویسی بیسیک آتاری کرد. زاکربرگ به اندازه‌ای پیشرفتش در این زمینه زیاد شد که پدرش برای او یک معلم خصوصی در این زمینه استخدام کرد.

به عنوان معلم، کار سختی پیش روی نیومن بود، زیرا هوش و استعداد مارک در این زمینه بسیار بالا بود و روز به روز پیشرفت می‌کرد و حتی امکان داشت از معلمش هم پیشی بگیرد.

او در سن ۱۲ سالگی توانست یک نرم‌افزار پیام‌رسان به نام زاکنت را بسازد که تمام کامپیوترهای خانه و مطب پدرش را به هم متصل می‌کرد و سبب می‌شد پیام‌ها بین خانه و مطب پدرش رد و بدل شود.

مارک زاکربرگ به عنوان تفریح، در برنامه‌ی بازی‌های کامپیوتری تغییر ایجاد می‌کرد و حتی آن‌ها را به نسخه‌ی پیشرفته ارتقاء می‌داد. او در دوران دبیرستان، به آکادمی معتبری رفت و رشته‌های علوم ادبیات را انتخاب کرد که از آن نتایج بسیار عالی کسب کرد. در همان دوران بود که یک نرم‌افزار پخش رسانه‌ای هوشمند به اسم نام سیناپس که مناسب برای فایل‌های صوتی MP3 است را اختراع کرد.

مارک زاکربرگ پس از فارغ التحصیلی در مدرسه فیلیپس اکستر در سال ۲۰۰۲، وارد دانشگاه هاروارد شد. در سال دوم دانشگاه به دلیل مهارت بالا در برنامه نویسی، شهرت بسزایی در کمپ دانشگاه پیدا کرد. او برنامه‌ای به نام CourseMatch  نوشت که این برنامه کمک می‌کرد تا دانشجویان، انتخاب واحد خود با توجه به انتخاب‌های دانشجویان دیگر تصمیم‌گیری کنند و نیز گروه‌های مطالعاتی تشکیل دهند.

او در ۴ فوریه سال ۲۰۰۴ برنامه‌نویسی وب‌سایت جدیدی را به اسم فیس بوک (the faceook) با کمک ۴ نفر از دوستانش در دفتر کوچکی آغاز کرد و دلیل این نامگذاری این بود که دانشجویان، عکس و اسامی افرادی که به آن‌ها در دانشگاه علاقه داشتند را در کتابچه‌هایی به نام فیسبوک نگهداری می‌کردند.

اولین بار این وب‌سایت، مخصوص دانشگاه هاروارد طراحی شد، اما  بعدها در دانشگاه‌های دیگر هم رواج پیدا کرد.

در آن زمان همه دانشجویان به فیس بوک دسترسی داشتند، فقط کافی بود یک ایمیل و یک عکس در هنگام ورود به سایت ارسال کنند‌.

رشد سریع و غیر قابل پیش بینی این پروژه باعث تا مارک زاکربرگ، دانشگاه را رها کند و تمام تمرکز خود را روی سایت فیسبوک بگذارد.

فیسبوک روز به روز پیشرفت کرد و باسرمایه گذاری‌های افراد مختلف و اضافه کردن قابلیت‌های بیشتر، مارک زاکربرگ موفق شد تا فیسبوک را به بزرگ‌ترین شبکه اجتماعی جهان با ۲ میلیارد کاربر فعال تبدیل کند و خودش نیز در سال ۲۰۰۸ جوان‌ترین میلیارد دنیا لقب بگیرد.

سیاست بزرگ مارک زاکربرگ نیز در ادامه دار بودن موفقیت‌های فیسبوک، تاثیر فروانی داشت و سیاست او خرید شرکت‌های مستقل و خوب مانند: واتس آپ، اینستاگرام و… بود تا زیر نظر فیسبوک به فعالیت شان ادامه دهند.

بخشی از جملات ناب مارک زاکربرگ

  • من هر روز از خودم این سوال را می‌پرسم: “آیا من امروز موفق شده‌ام مهم‌ترین کاری را که قادر به انجام دادن آن بودم، انجام دهم؟”
  • هیچ چیز بی نقص نیست، پس همیشه راهکاری برای بهتر شدن وجود دارد.
  • دنیا پر از تغییر است، پس اگر ریسک نکنید، قطعا شکست می‌خورید.
  • به جای حرف زدن، خالق باشید؛ چرا که مردم به جای اهمیت دادن به گفتار شما، برای چیزی که خلق می‌کنید ارزش قائل هستند.
  • هیچ گاه به دیگران اجازه ندهید که به شما بگویند که خودتان را تغییر دهید.
  • هدف من از تاسیس فیس بوک، هرگز ایجاد یک شرکت نبود، من می‌خواستم کاری کنم تا جهان را تغییر دهم.
  • به جای اینکه تنها خواب موفقیت را ببینید، از خواب بیدار شوید و برای موفقیت، سخت تلاش کنید.
  • بر راه حل‌ها تمرکز کنید. به جای درست کردن دیوار‌ها می‌توانیم به ساخت پل فکر کنیم.
  • شما هرگز اطلاعاتتان کامل نمی‌شود، تا وقتی که شروع نکنید.
  • همه افراد شاید یک ایده عالی داشته‌اند که بتوانند دنیا را تغییر دهند! اما تا وقتی که عملی نشود، فقط یک ایده باقی می‌ماند.
  • برای کارآفرینان جوان، بسیار مهم است به این آگاه باشند که چه چیزهایی نمی‌دانند که باید بدانند.
  • هیچ چیز بیشتر از توصیه یک دوست قابل اعتماد، روی مردم تاثیر نمی‌گذارد.
  • مردم؛ قدیم در روستا زندگی می‌کردند، بعدها در شهر و حال در اینترنت.
  • موفقیت‌های بزرگ با نترسیدن از شکست‌ها به وجود می‌آیند.