13 دقیقه

اینکه شما بتوانید با درک و شناخت توانایی و نقاط قوت  خود در مسیر ه‍ر آن چیزی که می خواهید قدم بردارید، بسیار ارزشمند و قابل ستایش است اما نقاط ضعف؛ مسئله ای که درک و شناخت آن بسیار مهم تر از نقاط قوت قلمداد می شود و بسیاری از کارآفرینان و افراد موفق جهان می دانند که برای رسیدن به قله، هم باید به نقاط قوت مو متکی باشند و هم از نقاط ضعف را تا حدودی برطرف کنند. برطرف کردن نقاط ضعف نشانی از قدرت انسان است و اما جادوگری زمانی اتفاق خواهد افتاد که قاعده بازی را به نفع خود تمام کنید و نقطه ضعف خود را تبدیل به نقطه قوت بدل کنید.

ریچارد برانسون از کارآفرینان تاثیر گذار معاصر است که  اختلال شدید خود را در خواندن تبدیل به توانایی می کند.

مروری بر زندگینامه ریچارد برانسون

ریچارد برانسون در ۱۸ جولای سال ۱۹۵۰ در منطقه‌ی بلک‌ هیث در جنوب شرقی لندن متولد شد. مادر وی یک هنرمند رقص باله و مهماندار هواپیما بود و پدرش به شغل دادیاری می پرداخت.

دوران تحصیل وی در مدرسه های اسکایتکلیف، کلیف ویو هاوس و استو گذارنده شد. ویدر این دوران به اختلال خوانش پریشی مبتلا بود. خوانش پریشی یا اختلال دیسلکسی، بیماری است که در آن فرد در درک مطلب و روان خوانی دچار مشکل می شود. این مانع بزرگی بود که در دوران تحصیل بر سر راه ریچارد قرار گرفته بود. و نکته حائز اهمیت این است که مدیر مدرسه اش در روز های پایانی تحصیل وی به او می گوید :« تو به دلیل این اختلال، یا مجرمی زندانی خواهی شد و یا یک میلیونر!» نقش خانواده در موفقیت های ریچارد برانسون بسیار موثر بود چرا که با وجود بیماری که آیندهٔ برانسون را تحت تأثیر قرار می داد، خانواده وی همواره پشتیبان و حامی وی بودند. مادر وی که خود به نوعی کارآفرین به شمار می رفت، توانست قاعده بازی را به نفع ریچارد عوض کند.

ریچارد در دوران دانش آموزی خود، مجله ای را با نام Student اداره می کرد که فروش نسبتاً مقوله هم در مدارس دست می یافت. فردی که به اختلال خوانش پریشی مبتلا بود حال یک مجله را اداره می کرد. کلمهٔ فروش نسبتاً مقول بعد از مدتی جای خود را به کلمهٔ شهرتی چشمگیر داد. موفقیت های مجله Student سبب شد تا ریچارد برانسون با افراد سرشناس و برجسته دهه ۶۰  همچون میک جگر و رونالد دیوید لینگ نیز مصاحبه کند. او در همین سال های ابتدایی کسب و کار خود، پا به حوزه موسیقی گذاشت و به معرفی چندین آلبوم و قطعه موسیقی در مجله اش پرداخت.

 

تاسیس شرکت ویرجین Virgin

ریچارد به حوزه موسیقی علاقه مند شد و به همین سبب تصمیم گرفت تا به این موضوع عمیق تر بپردازد. نام مجله Student به ویرجین Virgin تغییر کند و ریچارد اکنون به فروش آلبوم و قطعه های موسیقی می پرداخت که با وجود قوانین سرسخت مالیاتی در دهه ۶۰ انگلستان، به سود آوری خوبی دست یافت. البته همچنان حمایت خانواده به خصوص مادر وی از ریچارد امری مکرر در زندگی اش بود. با کسب درآمد مناسب، در سال ۱۳۷۲ ریچارد برانسون تصمیم گرفت تا شرکت ضبط موسیقی خود را با شراکت نیک پاول تاسیس کند و این گونه شد که ویرجین رکوردز  Virgin records تاسیس شد. اولین ملکی که به‌ عنوان دارایی ویرجین رکوردز خریداری شد، زمینی در شمال آکسفورد بود که استودیوی ضبط موسیقی در آن بنا شد.

مایک اولدفیلد اولین مشتری سرشناس ویرجین رکوردز بود که آلبوم Tubular Bells را به کمک آن‌ها ضبط کرد. این آلبوم در زمان خود در لیست پرفروش‌ترین آلبوم‌ها قرار گرفت و بهترین نحو ممکن جایگاه شرکت ریچارد را تثبیت کرد. پس از موفقیت های اولیه، ویرجین رکوردز به بزرگ ترین برند مستقل ضبط موسیقی در جهان تبدیل  شد و این موفقیت ها طی مدت کوتاهی پس از عقد قرارداد با بسیاری از فعالان موسیقی رخ داد. رولینگ استونز، پیتر گابریل، استیو وینوود و پائولا عبدل از مشتریان سرشناس ریچارد برانسون بودند که در تبدیل این شرکت به بزرگ ترین برند مستقل ضبط موسیقی بسیار موثر بودند. دهه‌ی ۱۹۸۰ دهه‌ی موفقیت‌آمیزی برای این کارآفرین بریتانیایی بود و شرکتش توانست گروه‌های مشهوری همچون کالچر کلاب را به دنیای موسیقی معرفی کند.

در سال ۱۹۸۴، شرکت هواپیمایی ویرجین  آتلانتیک ایرویز Virgin Atlantic Airways به دستان ریچارد تاسیس شد. بلند پروازی های وی تمامی نداشت و شجاعانه و با ریسک پذیری بالا در دنیای کسب و کار می تاخت.

در سال۱۹۹۰ وی توانست در رقابتی سنگین با بریتیش ایرویز پیروز از زمین بیرون بیاید. داستان از آن قرار بود که بریتیش ایرویز تعدادی شکایت علیه شرکت هواپیمایی او مطرح کرد و او نیز در جواب، این شرکت دولتی را به تلاش ناعادلانه برای جذب مسافران، هک کردن سیستم‌های کامپیوتری و افشای اسرار این شرکت به رسانه‌ها متهم کرد. در نهایت بریتیش ایرویز در این پرونده متهم شد و علاوه بر پرداخت ۵۰۰ هزار پوند به شخص برانسون و ۱۱۰ هزار پوند به ویرجین آتلانتیک، مجبور به پرداخت هزینه‌های قانونی به مبلغ ۳ میلیون پوند شد. برانسون نیز مبلغ به‌دست‌آمده از این شکایت را بین کارمندانش تقسیم کرد.

شجاعت مثال زدنی او در جایی به اوج خود رسید که به دلیل پایداری شرکت هواپیمایی خود، ویرجین رکوردز را به قیمت ۵۰۰ میلیون پوند به شرکت EMI در سال ۱۹۹۲ فروخت. اتفاقی که خود ریچارد برانسون آن را تلخ و غمناک تلقی می کند هرچند که علاقهٔ شدید او به موسیقی باعث شد تا بار دیگر دست به تاسیس یک شرکت ضبط موسیقی بزند و این بار شرکت V2 records آغاز به کار کرد. البته ریچارد تنها ۵ درصد از شرکت جدید را تحت مالکیت دارد.

فروش ویرجین رکوردز هر چند تله اما به گسترش ویرجین آتلانتیک ایرویز بسیار کمک کرد. در سال ۱۹۹۶ شرکت هواپیمایی بلژیکی Euro Belgian Airlines توسط ویرجین ایرویز خریداری و نام آن را به ویرجین اکسپرس تغییر داده شد. در سال ۲۰۰۶، این خطوط هوایی با برکسل ایرلاینز ادغام شد. نیجریه و آمریکا مقاصد بعدی خطوط هوایی ویرجین بودند و شرکت‌های Virgin Nigeria و Virgin america در این کشورها تأسیس شدند.

ریچارد برانسون که آسمان را فتح کرده بود در رویای فتح کهکشان به سر می برد. در ۲۵ سپتامبر سال ۲۰۰۴ ریچارد برانسون اعلام کرد که قصد تاسیس شرکتی برای توسعه گردشگری فضایی تأسیس کند.

شرکت ویرجین گالگتیک، با همکاری پل آلن (از مدیران ارشد مایکروسافت) و با استفاده از تکنولوژی شرکت Spaceship One دست به کار شد. برت روتان (مهندس افسانه ای هوا فضای آمریکا) مهندسی این شرکت را توسعه داد. تکنولوژی اولیه‌ی مد نظر برای این شرکت، حمل و نقل مسافران به فضایی با ارتفاع پایین‌ بود. در همان سال‌های اول تأسیس، برانسون برای تبلیغ شرکتش عنوان کرد که قصد دارد دو فرزندش را در اولین پرواز شرکت با فضاپیمای SpaceshipTwo به فضا ببرد.

ریچارد برانسون به منظور حفاظت محیط زیست و جلوگیری از گرم شدن زمین، دست به تاسیس شرکت Virgin Fuel زد. شرکتی که به تأمین سوخت با قیمتی پائین تر و البته کمترین میزان آلودگی می پرداخت.

کلمه تاسی در روند کاری ریچارد برانسون تمامی ندارد. او در سال ۱۹۹۹ وارد صنعت موبایل شد و شرکت ویرجین موبایل توسط وی تأسیس گردید. این شرکت در سال ۲۰۰۶ به قیمت یک میلیارد پوند به تلویزیون کابلی انگلستان فروخته شد.

صنعت انیمیشن، مقصد بعدی ریچارد جانسون و شرکت ویرجین بود. در سال ۲۰۰۶ ویرجین چامسکی با همکاری دیپاک چوپرا تأسیس شد.  یکی دیگر از فعالیت‌های مفید برانسون در زمینه‌ی سلامتی، تأسیس Virgin Health Bank که به والدین اجازه می‌داد سلول‌های بنیادی بند ناف نوزادان خود را در آن ذخیره کنند.

تمامی شرکت های زیر مجموعه ویرجین با موفقیت همراه نبودند و شکست های هم در این میان برای ریچارد برانسون به ارمغان آمد. به‌ عنوان مثال از این شرکت‌های شکست‌خورده می‌توان Virgin Cola، Virgin Cars، Virgin Publishing، Virgin Clothes و Virgin Brides را نام برد.

ریچارد برانسون، کارآفرین خوش خنده بریتانیایی با تأسیس حدود ۴۰۰ زیرمجموعه برای شرکت ویرجین توانسته ستاره ای تابان را به نام ریچارد برانسون در دنیای کسب و کار پدید آورد. زندگینامه این مرد میلیارد دلاری، الگو و سرلوحه بسیاری از جوانان است.

 

جوایز و افتخارات ریچارد برانسون

دریافت دکترای افتخاری فناوری از دانشگاه لفبورگ در سال ۱۹۹۳

دریافت نشان شوالیه به خاطر خدمات وی در زمینه کارآفرینی از ملکه الیزابت دوم در سال ۱۹۹۹

دریافت نشان شوالیه از چارلز (شاهزادهٔ ولز) در سال ۲۰۰۰

برانسون در سال ۲۰۰۲ در رتبه ۸۵ صد فرد برتر بریتانیا از نگاه مخاطبان شبکه بی‌بی‌سی قرار گرفت.

او در لیست ۱۰۰ فرد برتر جهان در سال ۲۰۰۷ از نگاه مجله تایم نیز حضور داشت.

به دلیل فعالیت‌های بشردوستانه و حمایت‌های ریچارد برانسون از محیط زیست، در هفتم دسامبر سال ۲۰۰۷ بان کی مون (دبیرکل سازمان ملل متحد) جایزه شهروند جهانی را از طرف سازمان خبرنگاران سازمان ملل متحد به اهدا کرد.

دریافت جایزهٔ رسانه ای آلمان در سال ۲۰۱۱

دریافت جایزه انجمن کسب و کار برای صلح در نروژ و در سال ۲۰۱۴

قرار گیری نام ریچارد برانسون در مجله ساندی تایمز  به‌عنوان فرد اول کسب و کار در پنج دهه گذشته در سال ۲۰۱۴

 

جملات ناب ریچارد برانسون

«فرصت های تجاری مانند اتوبوس هستند و همیشه یکی پس از دیگری به زندگی ما می‌آیند.»

«در سال‌های آینده برندهایی پیروز خواهند بود که هدفی بالاتر از سود داشته باشند.»

«شما راه رفتن را با پیروی از قوانین یاد نمی‌ گیرید. تنها زمانی که امتحان کنید و زمین بخورید می‌توانید به‌ خوبی راه بروید.»

«راه‌اندازی یک کسب و کار موفق با حل کردن مشکلات شروع می‌شود. حل کردن مشکلات نیز از گوش کردن خوب شروع می‌شود.»

«هدف اصلی من در زندگی لذت بردن از تمام لحظات است. من هیچ کاری را به اجبار انجام نمی‌دهم.»

«انگیزه اصلی من در زندگی به چالش کشیدن خودم است. من زندگی را مانند دانشگاهی می‌بینم که هر روز تجربیات جدید و نکات جدیدی برای آموختن دارد.»

«برای ساختن یک کسب و کار، علاوه بر شخصیت فداکار و تلاش‌ گر نیاز به روحیه‌ واگذار کردن کارها دارید. شما باید بتوانید تیمی را تشکیل دهید که بدون حضور مدیر نیز به‌ خوبی کار کند.»

«یک کسب و کار در تعریف ساده به معنای ساختن چیزی است که زندگی دیگران را راحت تر کند.»

«به عقیده‌ی من زندگی کارمندی و منتظر بودن برای پایان ساعت کاری نوعی خیانت به روحیه ذاتی کارآفرینی است که در هر فردی وجود دارد.»

«نگرش کلی من به زندگی این است که از هر دقیقۀ هر روزم لذت ببرم. هیچ وقت کاری را با این احساس انجام نمی دهم که : آه خدایا، این را باید امروز انجام دهم.»

«احترام یعنی اینکه چطور با همه رفتار می کنی، نه فقط با کسانی که می خواهی تحت تاثیر قرار دهی.»

«فقط یک احمق هیچ وقت نظر خود را عوض نمی کند.»

«یک چیز در تجارت قطعی است. شما و هر کسی اطراف شما مرتکب اشتباه خواهید شد.»

«اگر کسی به شما فرصتی عالی پیشنهاد می دهد ولی مطمئن نیستید که بتوانید از پسش برآیید، آن را قبول کنید. بعدا یاد بگیرید که چگونه انجامش دهید!»

«کارکنان را طوری آموزش بده که بتوانند شرکت تو را ترک کنند، ولی طوری با آنها رفتار کن که نخواهند شرکتت را ترک کنند.»

«از شکست های خود خجالت نکش. از آنها یاد بگیر و دوباره شروع کن».

«افراد شجاع شاید برای همیشه زندگی نکنند، ولی افراد محتاط اصلا زندگی نمی کنند.»

«من به دیکتاتوری خیرخواهانه اعتقاد دارم به شرطی که دیکتاتور خود من باشم.»

«داشتن یک شنونده خوب برای یک رهبری خوب لازم است. شما باید به افرادی که در خط مقدم هستند گوش دهید.»

« از اولین روز زندگی من به عنوان کارافرین، احساس میکنم تنها ماموریتی که در کسب و کار دنبال می شود، بالا بردن کیفیت زندگی مردم است.»