15 دقیقه

اگر هنوز در حال یافتن هدف خود در زندگی هستید، اگر نمی دانید به چیزی علاقه دارید و آن چه کاری است که برای شما ساخته شده، به دوران کودکی و نوجوانی تان برگردید چرا که آیندهٔ بسیاری از افراد در این دوران نهفته است. با بروز نشانه های رفتاری و گفتاری به راحتی می توان متوجه علایق و استعداد های یک نوجوان یا یک کودک شد و او را در مسیر درست پرورش و حرکت داد. عشق و علاقه استیو جابز به قطعات الکتریکی در کودکی را می توان نمونه ای بارز از این مسئله دانست. جک دورسی، بنیانگذار و مدیر عامل توئیتر از جمله افرادی بود که نخستین پله های موفقیت و تأسیس توئیتر را در کودکی برداشت و در بزرگسالی خود نیز به این مهم دست یافت.

مروری بر زندگینامه جک دروسی، موفقیتی نهفته در دفتر شکست ها

جک دورسی متولد ۱۹ نوامبر ۱۹۷۶، در سنت لوئیس ایالت میسوری آمریکا است. مادرش مارسیا اسمیت دورسی، خانه‌ دار و پدرش تیم دورسی، به‌ عنوان یک مهندس لوازم پزشکی در شرکتی کار می‌کرد که انواع طیف‌سنج‌ها را توسعه می‌داد. جک دوران تحصیلات خود را در مدارس مذهبی گذارند که این امر به واسطه عموی وی رخ داد که یک کشیش کاتولیک در سینسیناتی بود.

شکل گیری ساختار آینده جک دورسی در نوجوانی آغاز به کار کرد در جایی که جک در سن ۱۴ سالگی عاشق نقشه‌ٔ شهرها و مسیریابی بود و در کنار آن، او یک کامپیوتر ابتدایی IBM هم داشت که حسابی با آن سرگرم می‌شد. از آنجا که شغل پدرش تعمیر لوازم بود و شرکت او را برای مأموریت به شهرهای مختلف می‌فرستاد، خانواده‌ی آن‌ها بارها نقل‌ مکان کردند. این جابجایی‌ها موردعلاقه‌ی جک بود چرا که پیش از هر کاری نقشه‌ٔ آن محل را می‌خرید و کار خود را برای علامت‌گذاری مکان‌های خاص مانند بانک‌ ها، آتش‌نشانی‌ ها و ایستگاه‌ ها شروع می‌کرد. شخصاً دوست داشت همه‌ی مناطق شهر را بگردد و به اکتشاف محله‌ ها، کوچه‌ ها و نقاطی بپردازد که می‌توانست به هر جهت برای مردم مهم باشد.

در کنار عشق و علاقهٔ وصف نشدنی جک به نقشه ها و مسیر یابی، مشکل بزرگی سر راه وی قرار گرفت. او لکنت زبان داشت و به همین دلیل دوستان و آشنایان او را پسری خجالتی و کم‌ رو می‌دانستند. درست در زمانی که درمان های دارویی کاری  از پیش نبردند، شجاعت دروسی به خوبی پدیدارشد و او برای رهایی از بند این معضل تصمیم گرفت که در جمع به سخنرانی بپردازد. او حتی در کلاس‌ های صحبت درمانی شرکت کرد و چندین بار وارد مسابقات فن بیان شد. شجاعت همیشه نتیجه می دهد و وی توانست علیرغم سخنوری راحت و سلیس به اعتماد به نفس بالا تری نیز دست یابد.

جک دورسی بر خلاف دیگر افراد موفق جهان که در مدرسه عموما بسیار ضعیف و تنبل و یا باهوش و نابغه هستند، دانش آموزی معمولی بود و خود را با علایقش سرگرم می کرد. تنیس بازی می‌کرد و نقاشی و تاریخ هنر را دوست داشت. البته عضو باشگاه کامپیوتر مدرسه هم بود و اگر چه کار با کامپیوتر او را جذب می‌کرد و استعداد خود را در این زمینه به‌خوبی نشان داده بود، ولی موضوعی نبود که دائماً فکر او را به خود مشغول کند.

اما اما دورویی با یک فلاش بک به گذشته و ۱۴ سالگی، این ایده به ذهنش رسید که نقشهٔ خیابان‌ ها و جاده‌ ها را به‌صورت دیجیتال درآورد به‌ طوری‌ که حرکت خودرو ها در آن مشخص باشد. در همین زمان او اولین برنامه‌ های کامپیوتری‌ اش را برای مراکز خدمات تاکسیرانی و آتش‌نشانی نوشت. این اقدام او ستون های ساختمان توئیتر را کار گذاری می کرد. نرم‌افزار های اولیهٔ جک دورسی برای اعزام و خدمات خودرو ها، هنوز توسط بسیاری از شرکت‌ های تاکسیرانی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

پیشرفت های جک دورسی و پله های ترقی یکی پس از دیگری توسط وی طی می شدند و این امر در اولین تحربهٔ کاری دورسی بسیار مشهود بود. وی در تابستان سال ۱۹۹۱ در شرکت انتشاراتی میرا (Mira Digital Publishing) مشغول به کارآموزی شد و تنها در عرض چند هفته، در تیم برنامه‌ نویسانی کار می‌کرد که جوان‌ترین آن‌ها ۳۰ ساله بود.

جک پس از اتمام دوره دبیرستان وارد دانشگاه علم و صنعت میسوری شد اما پس از دو سال تحصیل در این دانشگاه را رها کرد و به دانشگاه نیویورک رفت. نیویورکی مه شهر رؤیایی دوران کودکی جک بود و حال  می‌توانست ایده‌های بزرگ و خلاقانه را که در سر داشت، عملی کند. آید هوایی که وام دار همان عشق و علاقهٔ دورسی به نقشه بودند. وی میخواست با ساخت برنامه ای پیشرفته برای نقشهٔ شهر، حرکت تمام کاربران را پوشش دهد و آن‌ها بتوانند با استفاده از این نرم‌ افزار، از مکان یکدیگر باخبر شوند و بتوانند به هم گزارش دهند که در آن لحظه، چه اتفاقی در حال روی دادن است. این ایده بعدها به سؤال اصلی روز مره‌ی کاربران توییتر تبدیل شد: «What’s happening»

ورود دورسی به دنیای حرفه ای بسیار متفاوت و جالب بود چرا که او با هک کردن وب‌ سایت یک شرکت خدماتی ارسال پیک، تاکسی و خدمات اضطراری از طریق وب به نام Dispatch Management Services، به مدیر شرکت ایمیلی فرستاد و راه‌ حل‌ هایی برای بالا بردن امنیت وب‌ سایت به آن‌ها پیشنهاد کرد و حالب دید مثبت و نگرش گرگ کید، مدیر عامل این شرکت است که به جای شکایت از دورسی او را در شرکت خود استخدام می کند.

فعالیت در شرکت DMS برای دورسی بسیار خوش یمن بود و توانست تجربیات خوبی در زمینه‌ٔ برنامه‌ های نرم‌افزاری جدید نقل و انتقالات به دست آورد و خودش هم چندین سال در این شرکت به توسعه‌ی این برنامه‌ ها پرداخت. هدف این بود که با برنامه‌ی جدید بتوانند حرکت لحظه‌ای خودروهای پست را ردیابی کنند.

 

پس‌ از این پلتفرم، او پروژه‌ های دیگری مثل شبکه‌ٔ دستگاه‌ های پزشکی و بازار خدمات را با موفقیت به پایان برد. موفقیت ها و پیروزی های جک یکی پس از دیگری به ارمغان می آمدند اما شکست سنگین وی جایی رقم خورد که مسئولیت برنامه‌ی جدید گرگ کید به نام dNet.com را به عهده گرفت، حباب دات کام آغاز شد و در نتیجه پروژه‌ی او شکست خورد و جک بیکار شد.

دوران بی کاری و آزاد کاری جک دورسی به مدت ۵ سال به طول انجامید و با وجود اینکه تجربیات متعددی را در DMS کسب کرد اما نتوانست هیچ‌کدام از ایده‌ های خود را به اجرا در بیاورد. در سال ۲۰۰۰، شرکت AOL بخش پیام‌ رسان فوری خود را راه‌اندازی کرده بود و ایده‌ٔ جدیدی مبنی بر پیام‌های کوتاه فوری در وب به ذهن جک رسید. او نمونه‌ٔ ساده‌ ای از این طرح را ساخت که اجازه می‌ داد پیام‌ های خود را با دوستانش به‌ روزرسانی کند امابه نظر نمی‌آمد کسی از این ایده شگفت‌زده شده باشد و یا به سرمایه گذاری در آن بپردازد. بنابراین وی دوباره مجبور شد این پروژه را کنار بگذارد.

کمی بعد جک دورسی در شرکت اودیو (Odeo) که به نظر می‌آمد به پیام‌ های متنی علاقه‌مند است، استخدام شد. مدیر اودیو، ایوان ویلیامز بود که پیش‌ازاین در گوگل کار می‌کرد و پس از فروش سرویس‌های Pyra Labs و Blogger گوگل را ترک کرده بود. در سال ۲۰۰۶، ایوان ویلیامز از کارمندانش خواست تا به‌ منظور بهبود وضع مالی شرکت، ایده‌ های تولید و فروش خود را ارائه کنند. جک دورسی با مشورت و همراهی بیز استون، به این نتیجه رسیدند که هماهنگی ایده‌ٔ پیام‌ های استاتوسی با پیام‌های متنی، می‌تواند موفقیت‌آمیز باشد. طرحی که آن‌ها با ویلیامز در میان گذاشتند، برنامه‌ای بود که به کمک آن می‌توانستند پیام‌های متنی ۱۴۰ کاراکتری را بین لیستی از مخاطبین به اشتراک بگذارند.

دفتر شکست و ایده های ناموفق  جک دروسی می توانست شکستی دیگر را در خود ثبت کند و از نوجوان سرزنده و مشتاق آن روز ها، فردی افسرده و ناامید بسازد اما ایده توئیتر از همین دفتر سرچشمه گرفت و پس از اینکه جک دورسی و بیز استون در مدت دو هفته مشغول طرح ریزی و اجرای این برنامه بودند، برنامه Status آغاز به کار کرد البته بعد ها ای نام به  بعد به Obvious تغییر یافت.

پس از مدتی استون، ویلیامز و نوا گلس (سرمایه‌گذار) شرکت Obvious را تأسیس کردند و جک دورسی را به‌عنوان مدیرعامل این شرکت معرفی کردند. پس‌ از اینکه ویلیامز نتوانست در تأمین هزینه‌ های Obvious موفق باشد، جک دورسی و استون دامنه‌ٔ توییتر را به مبلغ ۷ هزار دلار خریداری کردند.

به‌این‌ترتیب شرکت توییتر در مارس سال ۲۰۰۶، با مدیریت جک دورسی ۳۰ ساله کار خود را شروع کرد. اولین توئیت را هم خود او با این مضمون نوشت: «دارم توئیترم را آماده می‌کنم.»

توئیتر در شروعی ناامید کنند داشت چون در ابتدای کار خود در آمریکا، با واکنش چشمگیری از سوی کاربران مواجه نشد. بسیاری از مردم فکر می‌کردند توییتر صرفاً یک پیام‌رسان گروهی است.

جک دورسی پیش از اولین عرضه‌ٔ سهام توییتر، ۲ بار برای جمع‌ آوری سرمایه تلاش کرد و توانست نظر مثبت سرمایه‌گذاری به نام فرد ویلسون را جلب کند. ویلسون نه‌تنها چکی به مبلغ ۵۰۰ هزار دلار به دورسی داد، بلکه تدابیر و راهکار های بسیار مفیدی به مؤسسان جوان توییتر آموخت.

محبوبیت توییتر در سال ۲۰۰۷ و با فستیوال فیلم جنوب از جنوب غربی شروع شد که در آن، کارکنان این شرکت در چندین صفحه‌ نمایش بزرگ، پیام‌ های هم‌ زمان کاربران را در مورد این جشنواره به تصویر کشیدند. پس‌ از این رویداد، تعداد توییت‌ های روزانه از ۲۰ هزار به ۶۰ هزار افزایش یافت. درست یک سال بعد، یعنی ماه می سال ۲۰۰۸، پیام‌های توییتر به نرخی میلیاردی رسیده بود. شرکت توییتر شروع به گسترش خدمات خود کرد و سرمایه‌ی آن در بازار مالی به ۱.۵ میلیارد دلار رسید.

فرصتی که توییتر برای تبادل پیام‌ های کوتاه بین میلیون‌ ها نفر از مردم ایجاد کرده بود، این پلتفرم را به اسلحه‌ ای قوی در اعتراضات مردمی تبدیل کرد. برای مثال در کشور های مولداوی، گواتمالا و اوگاندا، مردم با کمک این سرویس تنها در طی چند روز تجمعات اعتراضی و تظاهرات سیاسی خود را ساماندهی کردند و به همین سبب جک دورسی و دیگر مؤسسان توئیتر، به‌ عنوان گزینه‌ هایی برای دریافت جایزه‌ٔ صلح نوبل پیشنهاد شدند.

با این‌ حال جک دورسی بجای روی آوردن به کسب درآمد از طریق توییتر، بهبود خدمات را اولویت اول توییتر دانست. او معتقد بود توییتر را برای این طراحی نکرده است که به ابزار سودآوری او تبدیل شود. در سال ۲۰۰۸، دورسی اعلام کرد که ترجیح می‌دهد به سایر علایق خود نظیر یوگا و طراحی مد بپردازد و ویلیامز که به فکر افزایش ثروت توئیتر بود، هیئت‌مدیره را راضی کرد تا دورسی را از مقام مدیرعاملی کنار بگذارند. به‌ این‌ ترتیب ویلیامز نقش مدیرعامل را در دست گرفت و دورسی رئیس هیئت‌مدیره توییتر شد.

اما ویلیامز خیلی در این پست دوام نیاورد و دو سال بعد یکی از مدیران ارشد شرکت به نام دیک کستولو مدیر عامل توئیتر شد. او تصمیم گرفت از کمک دورسی در شرکت استفاده شود. نظرات دورسی با دیگر موسسان توییتر خیلی منطبق نبود و همین عاملی شد برای مجادلات داخلی شرکت.

در نهایت کستولو هم در ۱۰ جون ۲۰۱۵ استعفا داد و دورسی دوباره سکان توییتر را به دست گرفت.

 

جوایز و افتخارات جک دورسی

وی به عنوان یکی از ۳۵ نوآوران برتر دنیا در سن ۳۵ سالگی از طرف MIT Technology TR35 در سال ۲۰۰۸ معرفی شد.

دریافت جایزه جایزه نوآوران سال را برای فناوری از وال استریت ژورنال در سال ۲۰۱۲

دریافت جایزه بنیانگذار سال از پنجمین دوره جایزه سالانه Crunchies در سال ۲۰۱۲

فوربس او را به عنوان واجد شرایط‌ترین مدارک در سال ۲۰۱۳ در نظر گرفته بود.

وال استریت او را در میان بدترین مدیران سال ۲۰۱۷ در آمریکا عنوان کرد.

او در فهرست بهترین مدیران اجرایی در جهان در سال ۲۰۱۸ از نگاه  مجله CEOWORLD رتبه ۴۰۴ را کسب کرد.

 

جملات ناب جک دورسی

«منتظر غیر منتظره‌ ها باشید و هر وقت برای تان مقدور بود، خودتان هم غیر منتظره رفتار کنید!»

«هدف من ساده کردن پیچیدگی‌ ها است. من فقط می‌خواهم چیزهایی بسازم که تعامل انسان‌ ها را با یکدیگر ساده‌ تر کنند.»

«محدودیت‌ ها الهام‌ بخش آدمی هستند؛ چه در ارتباطات، چه در کسب و کار و چه در شیوه‌ای که برای انجام کارهای مان در پیش می‌گیریم.»

«بزرگ‌ ترین درسی که در زندگی ام گرفتم این بود که باید شروع کنید؛ از همین‌جا، همین لحظه.»

«من عاشق هنر و طراحی هستم و عاشق تکنولوژی، وقتی‌که فصل مشترک خود را با این دو پیدا می‌کند.»

«به جزئیات کاملاً دقت کنید و اگر می‌خواهید عالی باشید، تعداد این جزئیات را کاهش دهید.»

«قناعت زودهنگام هرگز شما را به پدیده‌ی خارق‌العاده ای نمی‌رساند.»

«سازمان ها وقتی رشد می کنند که افراد آن ها هدفی مشترک برای هدایت کارشان داشته باشند. اگر تمام جهان هدفی مشترک داشت، چه می شد؟»

«این واقعا پیچیده است که چیزی ساده ایجاد کنی.»

«مجبور نیستی حتما از صفر شروع کنی تا کاری جالب انجام دهی.»

«موفقیت هیچگاه تصادفی نیست.»

«می توانی بخاطر رقابت نگران شوی، یا اینکه بر روی چیزی که در مقابلت قرار دارد تمرکز کنی و به سرعت حرکت کنی.»

«ایده ای که بتواند مسیر یک شرکت را تغییر دهد می تواند از هر جایی بیاید.»

«انتظار غیرمنتظره ها را داشته باش. و هر وقت ممکن است، غیر منتظره باش.»