11 دقیقه

آیا تا به حال چیزی درباره ثروتمندترین فرد آمریکا شنیده‌اید؟ جالب است بدانید که بزرگترین سرمایه‌دار تاریخ آمریکا، راکفلر است. او خدمات زیادی را به آمریکا ارائه کرده است. هر چند مسیر سختی را برای رسیدن به موفقیت طی کرد. او همیشه آرزو داشت بتواند به درآمد صد هزار دلاری برسد؛ که قطعاً در طول زندگی‌اش به این درآمد رسیده بود.

به طور کلی او ثروتمندترین فرد در طول تاریخ آمریکا محسوب می‌شود، اما حتماً برای شما جالب است که بدانید این شخص بزرگ، چه شکست‌ها و موفقیت‌هایی در زندگی‌اش داشته. تک تک اتفاقاتی که در زندگی راکفلر افتاده‌اند در شهرت و موفقیت او نقش داشته‌اند. در این مقاله قصد داریم بخشی از بیوگرافی جان دی راکفلر را بررسی کنیم، همچنین شکست‌ها و پیروزی‌های او را زیر ذره بین می‌بریم؛ بنابراین این مقاله را تا انتها بخوانید.

بررسی زندگی نامه راکفلر

جان دیویس راکفلر در ۸ ژوئیه ۱۸۳۹ در نیویورک متولد شد. پدر او، اوری راکفلر نام داشت و مادرش الیزا دیویسون بود. جالب است بدانید که پدر راکفلر به نوعی یک کلاهبردار بود! او همیشه ادعا می‌کرد که روش‌هایی را برای درمان سرطان می‌شناسد، به همین دلیل از هر بیمار ۲۵ دلار بابت درمان دریافت می‌کرد. پدر راکفلر در زمان خودش به شهرهای مختلف سفر می‌کرد و از این طریق پول در می‌آورد.

اما مادر راکفلر یک فرد مسیحی و بسیار معتقد بود. او همیشه فرزندش را به پس انداز کردن و کار کردن تشویق می‌کرد، همچنین راکفلر بخشندگی و کمک به نیازمندان را از مادرش یاد گرفته بود. جان دیویس تا ۱۲ سالگی برای همسایه‌ها کار می‌کرد و به افراد کمک می‌کرد. سرانجام او به کمک مادرش توانست بیش از ۵۰ دلار پس‌انداز کند. در اینجا نقش مادر راکفلر بسیار مهم و حیاتی است. راکفلر به توصیه مادرش ۵۰ دلار را به یکی از کشاورزان محلی وام داد، سپس سود ۷ درصدی آن را از کشاورز دریافت می‌کرد.

او درباره این موضوع جمله جالبی می‌گوید. او می‌گوید این تجربه به او یاد داد که پول را خدمتگزار خود کند و خودش هیچ وقت در خدمت پول نباشد. پس از سال‌ها راکفلر به دبیرستان رفت و آنجا مشغول به تحصیل شد. محاسبات ریاضی او فوق العاده بود. او به کمک مدیران و با تشویق آن‌ها توانست وارد حوزه سخنوری نیز بشود. به نظر می‌آید مادر راکفلر او را از کودکی، یک کارآفرین و تاجر پرورش داده بود. از قرار معلوم مادرش از ابتدا همه چیز را برای موفقیت جان دیویس پایه‌ریزی کرده بود.

شروع کار راکفلر

راکفلر فعالیت‌های مربوط به کسب و کار را از ۱۶ سالگی شروع کرد. او سعی می‌کرد کلیات علم حسابداری و امور مالی را هر چه زودتر فرا بگیرد. این کار را هم کرد و به سرعت توانست امور مالی را خیلی خوب یاد بگیرد. همچنین او اصول اولیه کسب و کار و قرارداد نویسی را از پدرش آموخته بود.

این نکته هم جالب است بدانید راکفلر بسیار دقیق و حساس بوده. او به تمام جزئیات در قراردادها و کارهایش به شدت دقت می‌کرد. بالاخره جان دیویس ۱۶ ساله توانست یک کار نسبتا خوب پیدا کند و موفق شد به عنوان یک دستیار حسابدار در شرکتی مشغول به کار شود.

او در این زمان هم با اینکه حقوق خیلی زیادی نداشت؛ بخشی از حقوق خود را صرف امور خیریه می‌کرد. او بخشی از پولش را همیشه به کلیسا و موسسات خیریه می‌بخشید. کم کم راکفلر به دلیل دقت و حساسیت بالا و عکس العمل‌های خوبش در شرکت، توانست به درجات بالاتری برسد. او توانست فعالیت‌های بیشتر و جدیدتری را شروع کند. جان دیویس به مدت سه سال به همین شکل کار می‌کرد، اما در نهایت موفق شد اولین شرکت خود را تاسیس کند.

 اولین شرکت راکفلر

راکفلر در سال ۱۸۵۹ زمانی که به ۲۰ سالگی نزدیک می‌شد، موفق شد اولین شرکت خود را تاسیس کند. او این کار را به کمک یکی از دوستانش به نام کلارک انجام داد. شرکتی که آن‌ها تاسیس کردند به نام کلارک و راکفلر شناخته شد. حوزه فعالیت آن‌ها نیز در سرمایه گذاری برای محصولاتی مانند غلات، علوفه، گوشت و… بود.

آنها در ابتدا سود بسیار کلانی را به دست آوردند. شرکت کلارک و راکفلر همچنان پر قدرت به موفقیت‌های خود ادامه می‌داد، اما وقتی جنگ جهانی اول شروع شد، این شرکت توانست سود بسیار زیادی را کسب کند؛ در واقع با هوش و ذکاوت راکفلر، این شرکت در زمان جنگ جهانی اول دچار رکود نشد. این شرکت همچنان بدون توجه به تورم، جریان ثابتی را برای خودش حفظ کرد، اما در دهه ۱۸۶۰ کم‌کم این حوزه کاری به سمت رکود پیش رفت. دیگر کاری از دست راکفلر و همکارانش برنمی‌آمد. از اینجا بود که او کم کم به فکر شرکت نفتی افتاد.

 ورود به حوزه صنعت نفت

کم‌کم راکفلر وارد صنعت نفت شد و به این فکر فرو رفت که یک شرکت نفتی تاسیس کند. او هوش بسیار زیادی داشت و از دانش و اطلاعات زیادی در مورد کسب و کار برخوردار بود. راکفلر کم‌کم در سال ۱۸۶۲ اقدام به تاسیس شرکت راکفلر، اندروز و کلارک کرد. حالا سهامداران این شرکت سه نفر بودند. این شرکت جدید در زمینه پالایشگاه‌های نفتی فعالیت داشت.

راکفلر بعدها با زیرکی تمام سهم خود را به کلارک فروخت. بعد از این کار، مجدداً کل سهم کلارک را از او خرید؛ در نتیجه حالا سهامداران شرکت، تنها راکفلر و اندروز بودند، اما راکفلر باز هم دست از زیرکی‌های خود بر نداشت و سعی کرد چند شرکت کوچک را خریداری کند. در همین زمان بود که یکی از شکست‌های او رقم خورد. صنعت نفت به شدت سقوط کرد و شرکت او ورشکسته شد، اما به این اتفاقات توجهی نکرد. به نظر می‌آید او تنها  به انتهای مسیر موفقیت می‌نگرید؛ به همین دلیل فکر دیگری کرد و با زیرکی، شرکت خود را با شرکت استاندارد اویل ادغام کرد.

شرکت استاندارد اویل

راکفلر در سال ۱۸۶۹ تصمیم گرفت با سرمایه یک میلیون دلاری، شرکت خود را با شرکت استاندارد اویل اوهایو که قبلاً تأسیس کرده بود، ادغام کند. او با این کار توانست به نمادی عظیم در صنعت فولاد و فلزات تبدیل شود. او همیشه می‌گفت که بهترین راهکار در آن زمان این بود که چنین ریسکی را بپذیرد.

او در یک صنعت بی‌ثبات باید چنین ریسکی می‌کرد که بتواند خودش و شرکتش را نجات دهد. تمامی شرکت‌های پالایش که از شرکت‌های رقیب در داخل و خارج از آمریکا بودند، توسط راکفلر خریداری شدند. سرانجام شرکت استاندارد اویل موفق شد که تمامی شرکت‌های پالایشی را در اوهایو بخرد. دیگر دوران رکود راکفلر به پایان رسیده بود. او سرانجام با تمام روشنفکری‌هایش موفق شد همه کسب و کارهایی که متعلق به استاندارد اویل است، تحت کنترل استاندارد تراست قرار دهد.

انتقادهای شدید و مشکلات روحی

شرکت استاندارد اویل تراست، خیلی زود با انتقادات شدیدی روبرو شد. می‌توان گفت این مورد از دیگر شکست‌های راکفلر محسوب می‌شود. اویل تراست توانسته بود بخش زیادی از انحصار نفت آمریکا را در دست بگیرد، اما در سال ۱۸۹۹ دادگاهی برگزار شد. در آن دادگاه‌ تصمیم بر این شد که استاندارد اویل تراست به کلی منحل شود.

گفته می‌شود راکفلر به دلیل چنین فشارها و استرس‌هایی، دچار بیماری و افسردگی‌های شدید شد. افسردگی او به قدری شدید بود که تمام موها و ابروان او ریخت، همچنین دچار لرزش‌های عصبی نیز شده بود. بعد از اینکه این دوران سخت گذشت، او هیچ وقت شاهد رویش مجدد موهای خود نشد.

با تمام این‌ها هرگز تسلیم نشد و بار دیگر فعالیت‌های خودش را تحت عنوان شرکت استاندارد نیوجرسی آغاز کرد. او موفق شد سه چهارم صنعت نفت آمریکا را در دست بگیرد، البته باید بدانید که بار دیگر در سال ۱۹۱۱ دیوان عالی آمریکا دستور داد که این شرکت منحل شود، همچنین در این راستا دادگاه اعلام کرد که این شرکت، قوانین ضد انحصاری را نقض می‌کند؛ بنابراین این شرکت باید منحل شود.

راکفلر دیگر چیزی برای از دست دادن نداشت، حتی غذای او به شیر و کمی نان تبدیل شده‌ بود، البته با وجود تمام این شکست‌ها و اذیت‌ها، خانواده راکفلر همچنان در قرن بیستم نیز جزو خانواده‌های ثروتمند هستند. خانواده راکفلر از خانواده‌های صنعتی، سیاسی و بانکدار آمریکا هستند. بسیاری از پروژه‌های عظیم در آمریکا وجود دارند که به دست این خانواده بنا شده‌اند.

درگذشت راکفلر

راکفلر با اینکه سختی‌های زیادی را تحمل کرده بود، هنوز دست از تلاش برنداشته بود. او سعی کرد 40 سال پایانی زندگی خود را به بهترین شکل بگذراند و کارهای خیرخواهانه و بشردوستانه‌ای انجام دهد. وی در سال‌های ۱۸۹۱ و ۱۸۹۲ و در سن 58 سالکی سرانجام بازنشستگی خود را اعلام کرد.

اما بعد از آن بخش زیادی از ثروت خود را به موسسات خیریه هدیه می‌کرد و یا به افراد نیازمند کمک می‌کرد. همانطور که در بالا اشاره کردیم، مادر راکفلر از کودکی او را اینگونه پرورش داده بود. راکفلر هم ترجیح می‌داد که اواخر عمرش را اینگونه بگذراند.

راکفلر در مجموع توانست بیش از ۵۳۰ میلیون دلار را با اهداف خیرخواهانه اهدا کند. او با این کار توانست به یکی از خیران آمریکا تبدیل شود که همه مردم برای او احترام خاصی قائل بودند. سرانجام این مرد بزرگ در سال ۱۹۳۷ به دلیل بیماری ضخیم شدن دیواره سرخرگ از دنیا رفت. او در گورستان لیک ویو در کلیولند دفن شد.

یک جمله زیبا از راکفلر وجود دارد که می‌گوید: من همیشه یاد گرفته‌ام که مانند تفریح کردن، کار کنم. زندگی همیشه مانند یک تعطیلات طولانی و بسیار شاد بود. من همیشه یک زندگی پر از کار، تفریح و شادی داشتم و خداوند همیشه به من لطف داشته است.