12 دقیقه

تا صبح بیدار ماندن و با در شبکه های اجتماعی گوناگون پرسه زدن، تا ظهر خوابیدن، وقت گذراندن با بازی های کامپیوتری و چیز هایی از این قبیل قطعا نمی تواند شما را به فردی موفق تبدیل کند. با این وجود باید به این کار ها ادامه داد؟ چون ما نمی توانیم با تنبلی و تن پروری به خواسته هایشان برسیم، باید شکست را بپذیریم و زندگی مان را به بطالت بگذرانیم؟ برای چنین شرایطی تنها یک راه حل وجود دارد که اگر زندگینامه افراد موفق را پیگیری کرده باشید، با آن به خوبی آشنا هستید؛ تغییر…

تغییری که باید اندیشه های یک انسان رخ دهد تا بتواند برای هر آن چیزی که رویای آن را در سر می پروراند، شروع به حرکت کند. مسلم است که شما نمی توانید با طرز تفکری که روز ها و ماه ها و سال ها در زیر پتو ها، پوسیده و رنگ و بوی تنبلی به خود گرفته اند، به موفقیت برسید.

 

مروری کوتاه بر داستان انیمیشن مولان

داستان با حمله هون ها به شمال چین آغاز می شود. ارتشی به رهبری شان یو که قصد تصرف تمام چین را دارند. ارتش و دربار چین از خبر هجوم مطلع می گردند و امپراطور دستور می دهد تا اطلاعیه ای مبنی بر خدمت اجباری به تمام استان های چین فرستاده شود تا از هر خانواده مردی برای جنگ حضور پیدا کند. دستوری که در ابتدا با مخالفت ژنرال لی (فرمانده ارتش چین) رو به رومی شود اما امپراطور در جواب می گوید :«حتی یک دانه برنج هم می تواند تعادل ترازو به هم بریزد پس حتی یک نفر هم می تواند در پیروزی ما برابر یون ها تاثیر گذار باشد.»

مولان فا دختری از خانواده فا است که به نوعی توسط اطرافیان و خانواده خود مورد تمسخر و سرزنش قرار می گیرد. هیچ کس او را باور ندارد و همه بر این تفکر اند که او جز دختری دست و پا چلفتی و خجالت آور چیز دیگری نیست. زنی برای ازدواج از دختر امتحان می گیرد و آنها را برای ازدواج انتخاب می نماید که مولان در امتحان همه سر افکنده می کند و موجب نا امیدی همگان می شود؛ حتی با وجود جیرجیرکی که به منظور شانس از طرف مادربزرگ به مولان داده می شود.

در خانواده فا مردی به جز پدر مولان وجود ندارد. پدر مولان در قدیم در ارتش چین می جنگیده اما حال پیر شده و کسالت دارد. این بدان معناست که پدر به عنوان تنها مرد خانواده نمی تواند برای چین بجنگد. با این حال اما زمانی که اطلاعیه امپراطور به دست مردم می رسد، پدر برای جنگ اعلام آمادگی می کند.

مولان زمانی که ناتوانی پدر خود را مشاهده می کند، سعی در مخالف با تصمیم وی دارد اما پدر او نمی تواند از فرمان امپراطور سر پیچی کند. به همین سبب مولان شبانه شمشیر و زره پدر را بر می دارد و موهای خود را کوتاه می کند تا به عنوان یک پسر وارد وارد ارتش شود.

مولان سوار بر اسب پدر، به سوی جبهه جنگ می تازد.

ارواح نیاکان خاندان فا، برای حفاظت از مولان جلسه ای تشکیل می دهند تا تصمیم بگیرند که کدام نگهبان را به عنوان محافظ مولان بفرستند. در این میان اژد های کوچکی به نام موشو که مسئول بیداری ارواح است و از سمت خود (نگهبانی) خلع شده است، اعلام آمادگی می کند ام مورد تمسخر ارواح قرار می گیرد.

ارواح بنا بر گفته خود، قوی ترین نگهبان را انتخاب می کنند و موشو را برای بیدار نمودن اژدهای بزرگ می فرستنده که بر حسب اتفاق، موشو مجسمه اژدهای بزرگ را می شکند. موشو خود را جای اژدهای بزرگ جا می زند و خودش به همراه جیرجیرک برای حفاظت از مولان دست به کار می شود.

مولان و موشو در میانه راه یکدیگر را ملاقات می کنند. مولان به کمپی می رود که در آن سربازان بی تجربه به فرماندهی به کاپیتان شانگ (فرزند ژنرال لی) آموزش می بینند. مولان با نام تقلبی پینگ به کمپ می پیوندد و با مشورت های موشو صدا و رفتار خود را به پسر ها تشبیه می کند. مولان در کمپ با سه دوست با نام های لینگ، چی پو و یائو آشنا می شود که در ادامه راه همراه وی خواهند بود. در کمپ گروهی از افرادی بی تجربه وجود دارند که با استعداد ترین آن ها مولان است. مولان در اوایل تمرینات به خوبی ظاهر نمی شود اما رفته رفته و با آموختن مهارت ها، توانایی خود را به اثبات می رساند. اما ضعف دیگر اعضای این گروه باعث می شود تا مشاور امپراطور گزارشی منفی را در نقد عملکرد سربازان جدید برای ژنرال لی بنویسند. موشو از قضیه با خبر می شود و سعی در جلوگیری از ارسال این نامه دارد زیرا اگر این نامه به دست ژنرال برسد، مولان شانس کسب افتخار را برای خاندان از دست می دهد. جیرجیرک و موشو دست به کار می شوند و در نبود مشاور اعظم، به چادر وی رفته، منامه ای جعلی مبنی بر نیاز فوری ژنرال به ارتش شانگ می نویسند و در قالب یک سرباز به مشاور تحویل می دهند. شانگ ارتش خود را به خط مقدم می برد اما از قضا پیش از آنها، شان یوی بی رحم رهبر تمام ارتش ژنرال و شخص ژنرال لی را قتل عام نموده و روستایی در مجاورت جبهه جنگ را نیز به آتش کشیده است. شانگ تصمیم می گیرد که ارتش خود را به قصر امپراطوری باز گرداند تا از لااقل از سقوط پایتخت جلوگیری کنند اما در راه برگشت آن ها توسط سپاه شان در کوهستان غافلگیر می شوند. افراد شانگ با گلوله های آتشینی که در اختیار دارند، نیروی مهاجم را شکست می دهد اما از گلوله های آتشین تنها یک عدد باقی مانده و آن ها هزاران نفر از هون ها را به همراه شان یو در برابر خود می بینند.

شانگ دستور می دهد تا با گلوله باقی مانده شان یو را بکشند اما مولان که فکری دیگر در سر دارد، ناگهان گلوله را می دزد و به طرف کوه شلیک می کند. انفجار گلوله باعث می شود تا کل ارتش شان یو به زیر بهمن عظیمی فرو برود اما مولان در آخرین لحظه توسط شان زخمی می شود. شانگ، مولان و تقریبا همه ارتش جان سالم به در می برند اما مولان توسط طبیب تحت درمان قرار می گیرد. طبیب پس از نجات جان مولان از چادر خارج می شود و برای شانگ جنسیت واقعی مولان را فاش می کند. مشاور اعظم شانگ را تحریک به کشتن مولان می کند اما چون مولان زندگی شانگ و سربازانش را نجات داده بود، از خونش می گذرد.

پایتخت در شادی و سرور غرق شده و به مناسب شکست هون ها و پیروزی بزرگ چین، جشن عظیمی به پا شده است اما مولان که همچنان در کوهستان سکنی گزیده، باخبر می شود که شان یو و چند تن از افرادش از زیر برف ها بیرون آمده و قصد حمله به قصر امپراطوری را دارند.

مولان به همین علت خود را پایتخت رساند و این خبر را به گوش شانگ می رساند اما نه تنها شانگ بلکه هیچ کس حرف مولان را باور ندارد. در زمان تجلیل از کاپیتان شانگ، هون ها در هجومی غافلگیرانه، امپراطور را می دزدند و به داخل قصر می برند تا به او را به قتل برسانند. در حالی شانگ قصد شکستن در های قصر را دارد، مولان پیشنهاد می دهد تا سربازان لباس ندیمه ها را پوشیده، و از دیوار های قصر بالا بروند.

مولان و شانگ به همراه سه دوست خود یعنی یائو، لینگ و چی دو وارد قصر شده و مردان شان یو را شکست می دهند.

شان یو در بالکن قصد گردن زدن امپراطور را دارد که شانگ از راه می رسد.  شانگ مانع از ترور امپراطور توسط شان یو می گردد اما توسط شان نقش بر زمین می شود و مولان در این بین همه نجات می دهد و خود برای نابودی شان می ماند. او شان را بر روی پشت بام فریب می دهد و او را با شمشیر خود به چوب های پشت بام سنجاق می کند. با دستور مولان، موشو و جیرجیرک یک موشک بزرگ را به سمت شان نشانه می روند و پس از اصابت، شان در اثر انفجار نابود می شود.

تمام جمعیت، به افتخار مولان سر از پا نمی شناسند و در حالی که مشاور اعظم همچنان در حال غر زدن و تحقیر مولان با نگاه جنسیتی است، امپراطور شجاعت و دلاوری مولان را تحسین می کند. امپراطور مولان را به سمت مشاورت اعظم منسوب کرده و شمشیر شان یو را نیز به او اهدا می کند.

مولان دست و پا چلفتی این بار با افتخار به نزد پودر خود بر می گردد و شمشیر شان را به او تقدیم می کند.

موشو نیز که کار خود را به نحو احسن انجام داده به نزد ارواح باز می گردد و بار دیگر به عنوان نگهبان به فعالیت هایش ادامه می دهد.

انیمیشن مولان، فراتر از سرگرمی و فضای کمدی که دارد؛ پیام سنگینی را برای تمامی زنان جهان حمل می کند. محدودیت و نگاه غلط و اشتباهی که در مورد زنان وجود داشته و دارد در آغاز به مولان ضربه روحی می زند. نگاه اطرافیان به مولان تنها در ازدواج و شوهر داری ختم می شود اما او ثابت می کند که می تواند افتخاری به بزرگی نجات چین به دست بیاورد.

فارغ تمامی نگاه و دید گاه های اشتباه اطرافیان و جامعه، برای چیزی که می خواهید به پا خیزید و تغییر کنید. چرا که با تغییر شرایط خودتان می توانید به دیگران ثابت کنید که زن تنها در ازدواج ختم نمی شود بلکه می تواند کاری کند که حتی مردان نیز در انجام آن ناتوان باشند

 

مشخصات انیمیشن مولان

کارگردانان : باری کوک و تونی بانکروفت

فیلمنامه نویسان : ریتا هسیاو، فیلیپ لازبنیک، کریس سندرز و ریموند سینگر

بازیگران : مینگ-نا ون، بث فاولر، بی‌دی ونگ، میگل فرر و ادی مورفی

موسیقی : جری گلدسمیت

شرکت تولید : استودیو انیمیشن والت دیزنی و والت دیزنی پیکچرز

مدت زمان : ۹۰ دقیقه

زبان : انگلیسی

هزینهٔ فیلم : ۹۰ میلیون دلار

فروش در گیشه : ۳۰۴ میلیون دلار

ژانر : انیمیشن، ماجراجویی، کمدی و موزیکال

محصول : سال ۱۹۹۸ آمریکا

امتیاز : ۶.۷ از ۱۰

 

مولان ۲

کمپانی والت دیزنی به بهانه موفقیت های این انیمیشن در طرفدار در سال ۲۰۰۴ قسمت دوم این انیمیشن را به کارگردانی دارل رونی و تهیه کنندگی جنیفر بلام در سینما ها اکران کرد.

در خلاصه ای از قسمت دوم انیمیشن مولان آمده است که : اکنون جنگ با دشمنان پایان یافته و جنرال شانگ از مولان درخواست ازدواج کرده است اما هون ها همچنان در صدد حمله به چین هستند و نداشتن نیروی نظامی کافی در چین برای مبارزه با هون ها، آن‌ ها را به فکر اتحاد با کشور های همسایه واداشته است که این اتحاد هزینه‌ هایی برای کشور چین و سه پرنسس آن خواهد داشت…