13 دقیقه

در دنیای کسب کار و کارآفرینی، ترس به مهم ترین عامل شکست انسان تبدیل می شود. ترسی که باعث می شود تا شما احساس قانع شدن را به خود القا کنید و ریسک به پیش بردن کسب و کار خود را، نپذیرید. در صورت وقوع این اتفاق، شاید شما دارای شغل و درآمد مقبولی باشید اما در اصل شکست خورده اید و ترس، پیشرفت شما را در خود زندانی کرده است.

زمانی که به مرور تاریخچه ی بعضی از کمپانی ها و استارتاپ های موفق می پردازیم، نظرمان به چندین نام به عنوان بنیانگذار جلب می شود. جایی که شاید ایده اولیه توسط چند نفر طرح شده باشد و با همکاری یکدیگر به راه اندازی یک کسب و کار موفق پرداخته اند اما شاید وجود چندین نام به عنوان بنیانگذار،حکایت از ترسی داشته باشد که لذت داشتن بزرگترین رستوران زنجیره ای دنیا را، پر پر کرده است.

مک دونالد، داستان یک ترس است. ترسی که باعث شد نام ری کراک به جای ریچارد و موریس مک دونالد به عنوان مرد اول این رستوران شناخته شود.

مروری بر زندگی برادران مک دونالد، همبرگر های خوشمزه

ریچارد مک دونالد در تاریخ در ۱۶ فوریه سال ۱۹۰۹ به دنیا آمد و پس از گذشت ۱۰ ماه از تولد او برادر کوچکترش، موریس مک دونالد در تاریخ ۲۶ نوامبر ۱۹۰۹ چشم به جهان گشود.

این دو برادر در خانواده ای روستایی و البته فقیر در شهر منچستر، ایالت نیوهمپشایر در کشور آمریکا زندگی می کردند. پدر و مادر ریچارد و موریس، مهاجران ایرلندی بودند. پدر آن ها یعنی پاتریک مک دونالد به عنوان مدیرعامل تولیدی یک کارخانه ی کفش در ایالت همپشایر منصوب شد و به همین سبب، خانواده آن ها به این شهر مهاجرت کردند.

برادران با رویای کسب ۱ میلیون دلار قبل از ۵۰ سالگی، در اواخر دهه ۱۹۲۰ به همراه خانواده ی خود به کالیفرنیا مهاجرت کردند. ریچارد و موریس مک دونالد به‌ عنوان عوامل پشت‌صحنه‌ در استودیوی ساخت فیلم استخدام شدند و پس از ۲ سال کسب درآمد آنها توانستند یک سینمای کوچک را برای خود خریداری کنند که چندان موفق نبود و برادران مک دونالد نتوانستند آن طور که باید و شاید درآمد زایی کنند. پدر آن‌ها در سال ۱۹۳۷ یک کیوسک تهیه‌ی غذا در نزدیکی فرودگاه مونروویا کالیفرنیا راه‌اندازی کرد. منوی این رستوران کوچک در ابتدا فقط ساندویچ هات‌داگ بود. مدتی بعد ساندویچ همبرگر به قیمت ۱۰ سنت و نوشیدنی آب پرتغال نامحدود به مبلغ ۵ سنت به منوی رستوران اضافه شد.

چگونگی تولد مک دونالد، انقلابی به نام فست فود

در آن رستوران برای برادران مک دونالد درآمد زایی نسبتا خوبی صورت می گرفت اما به دلیل جمعیت پائین آن منطقه، برای برادران مک دونالد راضی‌کننده‌ نبود و باعث شد تا آنها یک نقل مکان را صورت بدهند و در سال ۱۹۴۰ این کیوسک فروش ساندویچ را چندین کیلومتر جابه‌جا کرده و به شهر سن‌برناردیوی کالیفرنیا منتقل کردند. آن‌ها اسم رستوران را (McDonald’s Bar-B-Que) گذاشتند. منوی غذایی آن‌ها شامل ۲۷ نوع غذا بود و اکثرشان غذاهایی کبابی بودند. رستوران آن‌ها از آن دسته رستوران‌هایی بود که مردم داخل خودروی خود در پارکینگ می‌نشستند و پیش‌خدمت‌ها سفارش آن‌ها را گرفته و غذا را به آن‌ها تحویل می‌دادند.

این رستوران یک رستوران گذری بود که به سبب همین امر مشکلات فراوانی را برای برادران مک دونالد ایجاد می کرد. مشتریانی که جذب این نوع رستوران ها می شدند معمولا یا افراد کم سن و سال بودند یا ارازل اوباش. تعداد مشتریان بالا بود و باعث می شد سفارشات. آنها توسط کارشون فراموش شود و درضمن تعداد بالای کارکنان سودآوری را برای برادران مک دونالد پائین می‌آورد. ریچارد مک دونالد توانست راه حلی را برای فروش بهتر و سودآوری بیشتر بیابد. او متوجه شد که ۸۷ درصد فروش مربوط به همبرگر، نوشیدنی و سیب زمینی سرخ شده است و همین امر سبب شد تا آن ها تنها روی فروش این سه محصول تمرکز کنند. با تغییر ساختار رستوران، کم کم مک دونالد کنونی متولد شد. گارسون توسط این برادران حذف شد و مشتری خود برای اخذ غذای خود اقدام می کند، تمامی ظروف شیشه ای جای خود را به ظروف کاغذی و یک‌بار مصرف دادند که این حرکت از شکستن و ربوده شدن ظروف توسط مشتری جلوگیری می کرد و زمان انتظار برای غذا از ۳۰ دقیقه به ۳۰ ثانیه رسید. آن ها ابعاد دقیق آشپزخانه ی رستوران را روی زمین تنیس مشخص کردند و با تغییر ساختار آشپزخانه توانستند یک همبرگر را تنها در مدت زمان ۳۰ ثانیه آماده کنند که این نوآوری توانست رستوران آنها را به رستورانی پرسود و پر مشتری تبدیل کند.

اما تفکرات برادران مک دونالد تنها در کسب ۱ میلیون دلار قبل از ۵۰ سالگی و همینطور آن کیوسک متوقف شد و درآمد زایی جای پیشرفت و ترقی را گرفت تا اینکه ری کراک به میدان آمد…

مروری بر زندگینامه ری کراک، ویژگی های یک بنیانگذار

ریموند کراک در پنجم اکتبر سال ۱۹۰۲ در اوک پارک شهر لیلی نوی ایالت شیکاگو متولد شد. پدرش لوئیس و مادرش رز کراک نام داشتند. آینده او از قبل مشخص شده بود،او در کودکی همراه پدرش نزد جمجمه شناسی رفت که آینده درخشان او در صنعت غذا را پیش بینی کرد. ری بر خلاف برادرش علاقه ای به درس خواندن نداشت و بیشتر در زمینه فروشندگی از خود علاقه نشان می داد. وی در کنار خانه ایستگاه کوچکی داشت و به همسایه‌ها، نوشیدنی لیموناد می‌فروخت. تعهد کاری ری در همان دوران نوجوانی مشخص شد. او در کنار تحصیل به شغل‌های پاره‌وقت متعدد ازجمله فروشندگی مواد غذایی و دارو مشغول بود. در دوران دبیرستان ری در مسابقات مناظره شرکت کرد و باعث شد تا مفهوم و تکنیک مناظره یاد بگیرد و در آن زمان اهمیت قانع کردن مخاطب را درک کرد. ری نواختن پیانو و بیسبال را آموزش دیده بود و در این زمینه ها استعداد بالایی از خود نشان می داد. او در سال ۱۹۱۶ و زمانی‌که تنها ۱۴ سال داشت، نوعی کسب‌وکار با دوستانش راه‌اندازی کرد. آن‌ها گروه خود را تشکیل دادند و به فروش برگه‌های نت موسیقی و نواختن قطعات پیانو مشغول شدند. ری پس از اتمام دوره دبیرستان، تصور ارتش آمریکا شد و در جنگ جهانی اول برای آمریکا به جنگ رفت و پس از آن زمانی که ری ۲۰ سال سن داشت، عاشق دختری به نام اتل فلمینگ شد. پدر اتل مخالف ازدواج آنها بود زیرا ری از داشتن یک شغل ثابت عاجز بود و درنهایت ری برای متقاعد کردن خانواده اتل  به‌عنوان فروشنده در شرکت تولید لیوان های کاغذی لیلی تولیپ استخدام شد و مجوز ازدواج را از خانواده دریافت کرد.

لیلی تولیپ توانست استعداد و نبوغ ری کراک را برانگیزد و بهترین فروشنده لیوان های کاغذی خود را ری کراک بداند. ری با پیشرفت و رشد بالا در ۲۲ سالگی به استقلال قابل توجهی رسیده بود. او به فروشنده‌‌ای حرفه‌ای در لیلی تولیپ تبدیل شده بود و همچنین برای یک ایستگاه رادیویی پیانو می‌نواخت.

چگونگی تولد مک دونالد،این بار با ری کراک

ری هیچ‌گاه از موفقیت‌های زندگی خود به طور کامل راضی نمی‌شد. او همیشه به پیشرفت و رشد اعتقاد داشت و از همه‌ی فرصت‌های ایجادشده در زندگی استقبال می‌کرد. این تنها تفاوت بزرگ ری با برادران مک دونالد بود و همین تفاوت بزرگترین رستوران زنجیره ای دنیا را خلق کرد.

یکی از مشتریان لیوان‌های کاغذی به‌نام ارل پرینس، پیشنهادی کاری را به ری کراک داد. پرینس مخترع دستگاهی به‌نام (Multimixer) بود که برای آماده کردن همزمان پنج میلک‌شیک استفاده می‌شد. پرینس در دستگاه جدید نوآوری‌هایی ارائه کرده بود که در دیگر دستگاه‌های آن زمان دیده نمی‌شد. ری کراک ۲۰ سال به فروش این دستگاه پرداخت اما برایش کافی نبود تا اینکه در سال ۱۹۵۴ از رستورانی در سن برناردی نو در ایالت کالیفرنیا سفارش ۸ عدد مخلوط کن را گرفت و از این بابت بسیار متعجب شد. ری کراک به آن جا رفت و با رستوران کوچکی مواجه شد که توسط برادران مک دونالد اداره می شد. ری کراک که خود را مجذوب سیستم کارکرد این رستوران دید، ایده ی خود را با برادران مک دونالد در مورد گسترش رستوران های مک دونالد در سراسر آمریکا مطرح کرد.

در سال ۱۹۵۵ ری کراک سیستم سرویس دهی مک دونالد را راه اندازی کرد و اولین رستوران با نام مک دونالد را در ایالت ایلینوا راه افتتاح کرد که فروش روز اول آن ها ۳۶۶ دلار بود. ری کراک شش سال بعد از افتتاح اولین رستوران مک دونالد تمام حقوق انحصاری نام برند و سیستم اجرایی مک دونالد را خریداری کرد و نوعی برادران مک دونالد را از این تجارت بیرون انداخت. در سال ۱۹۵۸ مک دونالد ۱۰۰ میلیون همبرگر فروخته بود و تا سال ۱۹۶۵ بیش از ۷۰۰ شعبه از رستوران مک دونالد در سرتاسر ایالت های آمریکا تاسیس شده بود. هدف ری کراک از راه اندازی سیستم مک دونالد این بود که طعم همبرگری که در کانادا یا ژاپن فروخته می شود باید همان طعم و مزه همبرگر آمریکایی را داشته باشد.

رستوران زنجیره ای مک دونالد به مرور گسترش پیدا کرد و به برندی جهانی تبدیل شد. در سال ۱۹۶۷ اولین شعبه از رستوران مک دونالد در کانادا افتتاح شد و تا سال ۱۹۸۸ تعداد رستوران های مک دونالد به ۱۰۰۰۰ عدد رسیده بود و تا اوایل قرن ۲۱ رستوران مک دونالد بیش از ۳۵۰۰۰ شعبه در ۱۰۰ کشور دنیا تاسیس کرده بود. رشد و گسترش رستوران های مک دونالد در دهه ۱۹۹۰ به حدی زیاد بود که گفته می شد هر پنج ساعت یک رستوران مک دونالد در گوشه ای از دنیا افتتاح می شود!

داستان مک دونالد و ری کراک داستان شجاعت است. شجاعت برای ادامه دادن، پیشرفت و ریسکی که یک دکه را به بیش از ۳۵۰۰۰ شعبه در سراسر جهان می رساند. در دنیای کسب کار، جایی برای ترسوها نیست اگر می ترسید همین حالا کنار بکشید…

داستانی جذاب برای ساخت یک فیلم سینمایی

جذابیت بالای داستان دوگانگی شجاعت و ترس، جان لی هناک را وادار به ساخت فیلمی درباره ری کراک و مک دونالد کرد. این فیلم به نام بنیانگذار (The founder)،داستان به چنگ آوردن رستوران های مک دونالد توسط ری کراک با بازی (مایکل کیتون) از ریچارد مک دونالد (نیک آفرمن) و موریس مک دونالد (جان کارول لینچ) است.

این فیلم محصول سال ۲۰۱۶ بود و درامی مقبول است که روایت داستان مک دونالد و ری کراک بسیار دراماتیک عمل کرده است.

سخنان ناب ری کراک

  • چنانچه تنها برای کسب پول کار کنید، هرگز موفق نخواهید شد. ولی اگر به کاری که انجام می دهید، عشق بورزید و همیشه مشتری را در اولویت قرار دهید، موفقیت از آن شما خواهد بود.
  • هیچ چیز توی دنیا نمی تواند جای پشتکار را بگیرد. استعداد نمی تواند، اکثر انسان های ناموفق بااستعدادند.

هوش نمی تواند، هوش بدون پشتکار فقط وقت تلف کردن است. تحصیلات نمی تواند، چون دنیا پر از تحصیل کرده های بی هنر است. پشتکار و اراده به قدری قوی هستند که اجازه نمی‌دهد از چیزی شکست بخورید.

۱۰ درس موفقیت از ری کراک

۱-چشم اندازی بزرگ برای خود داشته باشید

۲-از کار کردن برای برند خود ترسی نداشته باشید

۳-فرصت ایجاد کنید

۴-نسبت به کار خود عشق بورزید

۵-ریسک پذیر باشید

۶-زمینه کاری خود را به خوبی بشناسید

۷-هیچ گاه برای رسیدن به اهداف تان دیر نخواهد بود

۸-به دنبال بهترین حالت ممکن باشید

۹-از اهمیت کار تیمی غافل نشوید

۱۰-شخصیت خود را حفظ کنید